lundi 17 août 2009

این متن گزارش هست از ساعت ۳ تا ساعت ۷- 26 مرداد

حوالی ساعت ۳ ما به میدان ۷ تیر رسیدیم. از اونجا جلوی دفتر اعتماد ملی رفتیم ساعت ۳.۴۵ بود در کمال تعجب دیدیم که خبری نیست فقط یک ماشین نیروی انتظامی اونجا بود انگار از روزای عادی هم خلوت تر بود! چند دقیقه اونجا بودیم و بعد رفتیم اون طرف خیابان همین موقع بود که دیدیم کم کم نیرو های انتظامی بیشتر می شوند ما در یکی از خیابانهای اطراف منتظر شدیم ساعت نزدیک به ‍‍‍‍‍پنج شد دیدیم به صورت برق اسا خیابان پر شد از مردم ما هم به مردم پیوستیم همین طور که مردم زیاد می شدند نیروهایی که زیر پل کریم خان منتظر بودند وارد شدند و دیگر اجازه عبور و مرور جلوی دفتر اعتماد ملی رو نمی دادند جمعیت که دیدند نیروها در خیابان کریم خان زیاد شدند به سمت میدان 7 تیر رفتند و اونجا بود که شروع کردن به الله اکبر گفتن و جو متشنج شد. و تعدادی از نیروها به سمت شعار دهندگان حمله ور شدند.و مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. و فکر کنم یکی رو بازداشت کردند. نکته قابل توجه این بود که این سری نیروهای پلیس خیلی بیشتر مراعات می کردند(البته تا آنجا که من دیدم) در این حین صدای بوق ماشین ها هم جلب توجه می کرد تجمع تا اون موقع ادامه داشت نیروهای انتظامی همچنین مغازه ها رو تهدید کردند که تعطیل کنند. نکته دیگه اینکه هر بار نیروها اقدامی انجام می دادند مردم با "هووو" کردن اعتراض خودشونو نشون می دادند..همین
mrcool.persiangig.com

گزارش از تجمع امروز - وبلاگ فاکون

نزدیک ساعت 4 عصر روز دوشنبه 26 مرداد 1388 با هر زحمتی که بود،خودم را جلوی دفتر روزنامه اعتماد ملی رسوندم. فک کنم در اون ساعت 100 نفری جلوی خیابون خردمند جنب بانک پارسیان جلوی دفتر تجمع کرده بودند که در بین تجمع کنندگان حضور شیرزنان ایرانی بیشتر از آقایون جلب توجه می کرد که در بین اون شیرزنان، زنی بیست و چند ساله با مانتوی مشکی که هر لحظه با تمسخر به یک افسر ریش سفید نیروی انتظامی،که زیر پل عابر پیاده ایستاده بود و بی سیمی در دستش بود،بنگاه می کرد،بیشتر از هر چیزی دیگری جلب توجه می کرد که همین موضوغ باعث عصبانیت اون افسر شده بود و چنان هر دم به این شیرزن چپ چپ نگاه می کرد که باید می بودید و می دیدید و زمانی که نیروی های کمکی،که بیشتر افسران رده بالای نیروی انتظامی بودند از طرف خبابان ایرانشهر به سمت دفتر روزنامه اعتماد ملی – سر کوچه خردمند – خود را به این فرد ( مامور بی سیم بدست ) که بگمانم فرمانده شون بود،رسوندند،اون افسر ریش سفید جان تازه ای گرفت و با بی شرمی هر چه تمامتر اون خانوم مانتو مشکی را به دیگر همکاران نشون داد و احتمالن از اونا خواست که خواسشون به این اون خانوم باشه تا سر فرصت دستگیرش کنند. شاید باورتون نشه اما تا چشم کار می کرد از پل کریمخان ( سر خیابون ایرانشهر، ساعت 16:20) بطرف میدون هفت تیر – دفتر روزنامه اعتماد ملی – ماموران نیروی انتظامی،امنیتی که اکثرشون افسر با درجه های ستوانیکم در گروه های چند تایی گوشه گوشه خیابونا را محاصره و در حال حرکت بودند که بناگاه حضور نیروهای امنیتی موتور سوار 30 تایی برای ایجاد رعب وحشت در دل مردم در طرف دیگر خیابون و بطرف خیابون ولیعصر پدیدار شد اما برای مردمی که در این دو ماه با حضور خود در چنین تجمعاتی،ترس را در دل حکومت انداخته بودند،این حربه ها و ترفندها کارساز نبود و هر لحظه به جمعیت افزوده می شد اما هیچکدام به جمع اون تعدادی افرادی که سر خیابون خردمند جمع شده بودند،اونم بخاطر حضور بیش از حد نیروی انتظامی،اضافه نشدند تا اینکه با کامل شدن نیروی های انتظامی،دستور متفرق شدن از سوی ماموران صادر و تجمع از هم پاشیده شد اما کسی از اون منظقه خارج نشد ضمن اینکه هر چقدر تلاش کردم تا بار دیگه اون شیرزن مانتو مشکی رو ببینم،موفق نشدم و احتمال میدم که اون شیرزن دستگیر شده باشه.

نظرات زیر پیام :
- عليرغم تاييد حضور تعداد زيادي از خانمها در تجمع امروز كه من صميمانه از ايشان تشكر مي كنم، به نظر من تيتر مناسبي انتخاب نكرده ايد. بهتر بود مي نوشتيد "تجمع امروز مردم جلوي دفتر روزنامه اعتماد ملي". گويا حضور آقايان ديگر جلب توجه نمي كند و عادي شده است.
- خب عزیزجان،فعلن در جامعه امروز زنان دل شیر دارند و مردانی که مرد بودند قدیما بیشتر پیدا می کردی تا الان.باور نداری اعتراف ابطحی و عطریانفر سبیلوی بزدل رو پای محاکمه بیاد بیار.

فریاد الله اکبر و گاز اشک‌آور در خیابان کریم‌خان زند

7 و نیم عصر دوشنبه، 26 مرداد 1388

با آنکه مهدی کروبی اعلام کرده بود امروز (دوشنبه) تجمعی در حمایت از روزنامه اعتماد ملی در مقابل این روزنامه برگزار نخواهد شد، از ساعتی پیش خیابان کریمخان زند مملو از نیروهای نیروی انتظامي بود که با لباس فرم در محل حضور داشتند و بی‌پروا به ضرب و شتم مردم و توهین به عابران می‌پرداختند. شاهدان عینی از فریاد الله اکبر از سوی مردم و پرتاب گاز اشک‌آور از سوی پلیس خبر می‌دهند.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از یک شاهد عینی، در حدود ساعت 18 در اطراف روزنامه نفرات نیروی انتظامی به فاصله یک قدم ایستاده‌اند و با فاصله کمتری در تقاطع خیابان خردمند، گروهی از لباس شخصی‌ها که به نظر مي‌رسد نیروهای وابسته به یک نهاد مشخص مثل دادستاني یا سپاه باشند، مستقر شده‌اند. این نیروها اغلب ماسک‌های سبز رنگ به صورت دارند، اما از نظر هیکل درشت هستند و در یک نگاه از نظر وضعيت ظاهري به نظر می‌رسد که از نظر بدنی نیروهای دستچین شده‌ای باشند.
این شاهد عینی می‌افزاید: مردم هم مثل همه روزهايي که قرار است اتفاقي بیافتد، در پیاده‌روهای اطراف راه می‌روند. جمعیت زیاد و فضای خيابان بسیار ملتهب است. به گفته‌ی وی، از آنجا اطراف دفتر روزنامه اعتماد ملی و در خیابان کریمخان زند تعداد نیروهای پلیس و لباس شخصی بسیار زیاد بود، گروهی از مردم به سمت میدان ولیعصر راه افتادند و سراسر خیابان کریمخان در التهاب است.
این شاهد عینی همچنین گزارش کرده که گروهي از مردم که در خیابان کریمخان زند به سمت میدان ولیعصر راه می‌رفتند، در تقاطع خیابان حافظ تجمعی ناگهانی شکل داده و فریاد الله اکبر سر دادند. حضور جوانانی که حتی روي خود را نیز نپوشانده بودند، از نکات قابل توجه این تجمع بود.
منابع دیگری به «موج سبز آزادی» خبر داده‌اند که ماموران برای متفرق کردن جمعیت در خیابان کریمخان زند از گاز اشک‌آور استفاده کرده‌اند.
همزمان برخی منابع نیز به «موج سبز آزادی» گزارش داده‌اند که در خیابان ولیعصر حد فاصل میدان فاطمی تا انتهای خیابان شهید بهشتی (عباس‌آباد) نیز ماموران پلیس حضور پررنگی دارند و در مواردی به ضرب و شتم عابران پرداخته‌اند.

dimanche 16 août 2009

مراسم همبستگى با هزار زن مجاهد اشرف با حضور خانم مريم رجوى در اورسوراواز پاريس برگزار شد

25 مرداد 88
خانم مريم رجوى سخنان خود را با درود به شهيدان اشرف و آخرين شهيد سرفراز شعبان سورى كه به كاروان جاودانه فروغها پيوست و با درود به شهيدان قيام براى آزادى آغاز كرد و گفت: بمناسبت هفته همبستگى با زنان اشرف و زنان ايران براى فراخواندن افكار عمومى و مجامع بينالمللى و به‌ويژه خواهرانمان در سراسر جهان براى مقابله با تهديدهاى رذيلانه فاشيسم مذهبى و دست نشاندگان آن عليه جان و حيثيت زنان اشرف در اين‌جا گردآمدهايم. هم‌چنين گرد آمديم براى منعكس كردن خشم مردم ايران عليه تعرضهاى شنيع دژخيمان خامنهاى به دختران و پسران زندانى و بهخصوص فشارهاى ضدانسانى عليه زنان در بند 209 اوين و گرد آمديم تا به دولتهايى كه از مماشات و مذاكره با اين رژيم تجاوز و دروغ و آدمكشى دست بر نمىدارند بگوئيم كه بس است، شرم كنيد..بخصوص من امروز مىخواهم به رفتار وحشيانه مهاجمان قرون وسطايى نسبت به دخترانم در اشرف اشاره كنم. آنها زنان را وسيعا به هتك حرمت و تعرض جنسى تهديد كردند. با وقيحانهترين تهديدها تلاش كردند كه همه را مرعوب كنند و حتى تهديد كردند كه تمام مردان اشرف را قتل عام خواهند كرد تا پس از آن، محلهاى استقرار زنان را تصرف كنند و بعد.البته اين تهديدها توسط جانيانى صورت گرفته كه يا مستقيما از طرف رژيم به اشرف اعزام شده بودند يا وابسته به رژيم آخوندى بودند. مىدانيد كه همدستان آنها سالهاست كه در سراسر ايران به همين خشونت ننگين عليه زنان متوسل مىشوند. يعنى آخرين حربه آخوند-پاسدارها. در همين روزها زنان شجاع و مقاومى را كه در بند 209 در اوين زندانى هستند به شدت تحت فشار گذاشتند. به آنها مىگويند شما بايد عبرتى براى ديگر زنان بشويد كه جرأت حضور در قيامها را پيدا نكنند. اخيراً هم رئيس پيشين مجلس رژيم فاش كرد كه دختران و پسران دستگير شده در زندانها چنان وحشيانه مورد تجاوز قرار مىگيرند كه قدرت بازگشت به زندگى عادى را ندارند. از روز اول حاكميت اين رژيم، تجاوز، ابزار شكنجه و سلاح آخوندها عليه مردم ايران، به ويژه زنان بود. به تاريخ سركوب و شكنجه در ايران عليه زنان در سه دهه گذشته نگاه كنيد. راستى آخرين حربه جلادان چيست؟ بهخصوص در مقابل زنان؟ وقتى كه همه شكنجهها و حتى اعدام و قتل عام زنان را از ميدان خارج نمىكند، وقتى كه پاسداران در مقابل مقاومت پرشكوه زنان مجاهد و مبارز به زانو در مىآيند آن وقت آخرين سلاح آنها يعنى حربه جنسيت و افترا و تهمت و هتك حرمت بهكار گرفته مىشود. البته نمىدانند كه اين زنان مقاوم و مجاهد و مبارز، اين سقف را هم در نورديدهاند و ايدئولوژى پوسيده، ارتجاعى و فاسد پاسداران را از هم دريده و برآن غلبه كرده و باز هم به مقاومت و مبارزه ادامه مىدهند. خانم رجوى افزود: در اين‌جا مىخواهم به آخوند ـ پاسدار خامنهاى و گماشته او احمدىنژاد بگويم در يك نبرد نابرابر با مردم و مقاومت ايران كه زنان صفوف اول آن را تشكيل دادند هرچه مكر و حقد و كينه و سركوبى براى نابودى حرث و نسل مجاهدين و مبارزين بهكار بستيد كار خودتان سختتر شد و عاقبت آن به خودتان برگشت. و حالا مىبينيد كه رژيمتان، شقه شقه و شرحه و هفتاد پاره شده و مىرود كه سرنگون شود. و باز به او مىگويم حالا كه اينطور ناشيانه، پسر خوانده خودت، مالكى را هم به مصاف نسلى فرستادى كه خودتان قادر به نابودى آن نبوديد، پس بدانيد كه شكست قطعى در اين نبرد، از آن پاسدار مالكى است. بله، شكست بزرگ شما در كانون استراتژيكى نبرد در اشرف است كه به پيشتازى هزار زن قهرمان، نصيبتان خواهد شد. حقيقت اين است كه رژيم آخوندى در برابر مقاومت اشرفيها و زنان اشرفى به ستوه آمده است... بر اين اساس فعالان جنبش برابرى زنان و همه خواهرانم در سراسر جهان را به حمايت از زنان اشرف و دفاع از زنان بهپاخاسته ايران فرامى خوانم. از شما مىخواهم جهانى را عليه تعدى فاشيسم مذهبى به زنان ايران برانگيزيد. دخترانى كه دليرانه در قيامها شركت مىكنند و مادرانى كه از دو ماه پيش بىوقفه در برابر زندان اوين و بيدادگاههاى رژيم به اعتراض دست مىزنند به تلاش شما چشم دوختهاند. دراين مبارزه ما به يك پشتوانه بزرگ متكى هستيم كه پشتوانه حمايت مردممان و پشتوانه خواهرى جهانى است. از كميسيون موقعيت زنان ملل متحد، از كميسر عالى حقوقبشرملل متحد، گزارشگر ويژه ملل متحد در امر خشونت عليه زنان و از كميسيونهاى زنان و حقوقبشر پارلمانهاى كشورهاى مختلف مىخواهم كه براى حفاظت از زنان اشرف در قبال تهديد جنايتكاران مهاجم به سرعت اقدام كنند. زنان اشرف امروز در معرض تكرار حملههاى سبعانه هستند. مهاجمان مسلح با همان سلاحها و آلات قتل و كشتار در موضع حمله آرايش گرفتهاند يك شرايط اضطرارى حاكم است كه هيچ امنيت و تضمينى باقى نگذاشته است. نيروهاى آمريكايى برخلاف موازين كنوانسيون چهارم ژنو و برخلاف ساير تعهدهاى بينالمللىشان حفاظت اشرف را به نيروهاى عراقى منتقل كرده و تعهد خود به ساكنان اشرف را زيرپا گذاشتند و حتى از ايفاى حداقل نقش نظارتى خود نيز طفره مىروند و در اين‌جا اخطار مىكنم كه اين يك رسوايى بزرگ براى پرزيدنت اوباما هم خواهد بود. رفتار نيروهاى مسلح تحت امر مالكى با زنان اشرف، مطابق تعريف اعلاميه امحاء خشونت عليه زنان، مصداق بارز خشونت عليه زنان است. حضور تهديدآميز آنان در اشرف، ناقض مواد متعدد اعلاميه جهانى حقوقبشر است و از جمله، حق زندگى، حق آزادى و امنيت و حق مصونيت از رفتار خشن، غيرانسانى و تحقير آميز را از آنان سلب كرده است. بر اين اساس، زنان اشرف، اين موضوع را در مراجع بينالمللى تعقيب خواهند كرد و كميسيون زنان شوراى ملى مقاومت ايران نيز اين موضوع را فعالانه پيگيرى خواهد نمود.بله رفتار وحشيانه، نسبت به زنان، بهطور مضاعف اثبات كرد كه مأموريت نيروهاى عراقى در اشرف، نه حفظ امنيت، بلكه سلب امنيت، از اشرف و ساكنان اشرف است. براى جلوگيرى از ادامه فاجعه، من جامعه بينالمللى، به ويژه آمريكا و اتحاديه اروپا و سازمان ملل را به تلاش براى تحقق اين خواستهها فرا مىخوانم:
1- زندانيان سياسى ، به ويژه زنان زندانى در ايران كه تحت شرايط وحشتناكى بهسر مىبرند، بايد به سرعت آزاد شوند.
2- 36تن از ساكنان اشرف را كه گروگان گرفته شدهاند، بايد سريعا آزاد كنند و نيروهاى عراقى، بلادرنگ، داخل اشرف را ترك كنند.
3- دولت آمريكا بايد موقتا حفاظت اشرف را به عهده بگيرد و در شرايطى كه عدم صلاحيت نيروهاى عراقى براى حفاظت از ساكنان اشرف به اثبات رسيده، بهخصوص ماده 45 كنوانسيون 4ژنو، اين وظيفه را برعهده آمريكا مىگذارد.
4- بهعنوان يك راهحل درازمدت، يك نيروى بينالمللى، تحت نظارت ملل متحد مىبايست، حفاظت اشرف را برعهده بگيرد و در قدم اول بايد يك تيم نظارت بر اوضاع در اشرف مستقر شود. از همينجا به همراه شما، به اشرفيهاى قهرمان و مدافعان اشرف در ايران و سراسر جهان درود مىفرستيم.

مريم رجوي خواستار حفاظت از زنان اشرف و آزادي زندانيان سياسي زن در ايران شد

فراخوان جهاني براي آزادي گروگانها, خروج نيروهاي عراقي از اشرف, حفاظت اشرف توسط نيروهاي آمريكايي

در دومين روز هفته « همبستگي جهاني با زنان اشرف و زنان قيام», مراسمي با حضور خانم مريم رجوي, رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران, در اور سوراواز مقر شوراي ملي مقاومت در پاريس, برگزار شد. اين برنامه با شركت و سخنراني فعالان حقوق زنان, حقوق بشر و شخصيتهاي سياسي برگزار شد.خانم رجوي گفت: نيروهاي عراقي در جريان تهاجم به اشرف, زنان را به تجاوز و تعرض جنسي تهديد كردند. حتي تهديد كردند كه تمام مردان اشرف را قتلعام خواهند كرد تا پس از آن، محلهاي استقرار زنان را تصرف كنند. اين تهديدها توسط جانياني صورت گرفت كه يا به طور مستقيم از سوي رژيم آخوندي به اشرف اعزام شده‌اند يا وابسته به اين رژيم هستند. همدستان آنها سالهاست در سراسر ايران به همين خشونت ننگين عليه زنان متوسل مي‌شوند. به تازگي رئيس سابق مجلس رژيم فاش كرد دختران و پسران دستگيرشده، در زندانها چنان وحشيانه مورد تجاوز قرار مي‌گيرند كه قدرت بازگشت به زندگي عادي را ندارند.خانم رجوي تاكيد كرد: زنان اشرف، امروز در معرض تكرار حملات سبعانه هستند. مهاجمان مسلح با همان سلاحها و آلات قتاله, در اشرف آرايش گرفتهاند و مترصد هستند تا بار ديگر به خواست آخوندهاي ايران اشرف را به خاك و خون بكشند و شمار بيشتري از زنان و مردان را به قتل برسانند. در اين ميان نيروهاي آمريكايي كه در نقض كنوانسيون چهارم ژنو و بر خلاف تعهدات بينالمللي، حفاظت اشرف را به نيروهاي عراقي منتقل كرده اند, حتي از ايفاي نقش نظارتي خود طفره مي‌روند. از اولين دقايق حمله به اشرف نيروهاي آمريكايي از نزديك شاهد همه صحنه هاي فجيع بودند و فيلمبرداري مي كردند. اما هيچ اقدامي نكردند.خانم رجوي از كميسيون موقعيت زنان، كميسر حقوقبشر و گزارشگر ويژة عليه خشونت عليه زنان ملل متحد و از كميسيونهاي زنان و حقوقبشر پارلمانهاي كشورهاي مختلف، خواست براي حفاظت از زنان اشرف در قبال تهديد جنايتكاران مهاجم، اقدام كنند.خانم رجوي براي جلوگيري از ادامة سركوب وحشيانه زنان در ايران و براي جلوگيري از ادامه فاجعه در اشرف، جامعة جهاني، به ويژه آمريكا, اتحاديه اروپا و سازمان ملل را به تلاش براي تحقق خواستهاي زير فراخواند:- آزادي زندانيان سياسي ايران به ويژه زنان- آزادي 36ساكن اشرف كه توسط نيروهاي عراقي گروگان گرفته شده اند و خروج نيروهاي عراقي از اشرف- به عهده گرفتن حفاظت اشرف توسط آمريكا به طور موقت. در شرايط كنوني مادة45كنوانسيون چهارم ژنو اين وظيفه را بر عهدة آمريكا مي گذارد.- ايجاد يك نيروي بينالمللي براي حفاظت اشرف و استقرار يك تيم ناظر سازمان ملل در اشرف.

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران25 مرداد 1388(16اوت 2009)

samedi 15 août 2009

پتیسیون عفو بین الملل در مورد بچه های اشرف . لطفا امضا کنید

عفو بين الملل در 13اوت يك فراخوان مهم درباره اشرف صادر كرد. هم اكنون در صفحه اول سايت عفو بين الملل، خبر اشرف و بيانيه عفو در اینرابطه بيشترين مراجعه كننده را داشته است. هر چقدر دیدارکننده از این صفحه و امضا بیشتر باشد. نگرانی ما در رابطه با حفاظت از جان بچه های اشرف بیشتر عینی خواهد شد. این نامه بعد از امضا بطور اتوماتیک برای مالکی ارسال شده و یک نسخه هم بدست عفو بین الملل می رسد.

چگونه نامه عفو را امضا كنيم (بزبان فارسي):

ابتدا يا روي متني كه دورش نوار زردي دارد و درست زير تيتر اصلي اطلاعيه عفو هست كليك ميكنيم و يا اينكه روي لينك زيرين كليك ميكنيم:


اگر كسي از قبل عضو سايت عفو بين الملل است (عضويت در سايت مجاني است) روي دكمه Login كليك ميكند ولي اگر عضو نيست بايستي روي دكمه Register كليك كند.

اگر روي Register كليك كرديد، یک صفحه می آید كه مشخصات خودتان را در آن وارد ميكنيد و دكمه create new account كه به رنگ خاكستري در پايين سمت چپ صفحه است را كليك ميكنيد:

بعد از اينكه روي سايت ثبت نام كرديد، متن نامه به مالکی باز می شود که شما می توانید خودتان هم پیامی خطاب به مالکی در قسمت personal message اضافه كنيد و بعد در قسمت امضا نامتان را وارد كنيد. هرچقدر قسمت امضاها كاملتر باشند و عناوين خود را كامل بنويسيد مستندتر و بهتر است. بعد از اينكه امضا هم تمام شد دكلمه TAKE ACTION را فشار بدهيد.

تلویزیون آخوندها برای جلوگیری از تجمع مردم در استادیوم های ورزش، مسابقات را از تلویزیون پخش میکند

تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی در سالهای اخیر جز چند مسابقه ی کم اهمیت، هیچ مسابقه‌ ی از تیم‌ها ی دیگر و لیگ ‌برتری فوتبال را پخش نکرده است. اما امسال برای جلوگیری از تجمع مردم در استادیوم های ورزشی از هولش هرهفته ۴مسابقه پخش می‌کند. تا از طرفی مردم را در خانه پای تلویزیون میخکوب کند و با یک تیر دو نشان بزند و مردم به استادیوم ها نروند تا زمینه ی تظاهرات ضد حکومتی فراهم نشود. قابل توجه اینکه تا بحال تمامی بازی‌های استقلال و پرسپولیس در تهران بدون تماشاگر برگزار شده است. در مسابقه ی بدون تماشگر نیز معلوم است بازی کننده چه روحیه ای خواهد داشت! رژیم در هراس از گشودن درب استادیوم‌ها به ‌روی مردم و تبدیل شدن این تجمعات به تظاهرات ضد حکومتی است. این هراسی است که سردمداران رژیم تا سرنگونی از آن رهایی نخواهند یافت.

مجاهد خلق " شعبان سوری" یکی از مجروحان تهاجم وحشیانه به اشرف به شهادت رسید

يكي از مجروحان حملات جنايتكارانه نيروهاي عراقي به اشرف, به شهادت رسيد

ساعت 9 و 30 دقيقه شب گذشته, 22مرداد 1388, مجاهد خلق شعبان سوري, يكي از مجروحان حمله جنايتكارانه نيروهاي عراقي به اشرف, در حين انتقال به بيمارستان نيروهاي آمريكايي در بلد به شهادت رسيد. وي 44سال داشت كه 20سال آن را در مبارزه حرفه يي براي آزادي مردم ايران از استبداد مذهبي سپري كرده بود.
نيروهاي عراقي روز 6مرداد, شعبان سوري را با باتون و چماق, به خصوص از ناحيه سر مورد ضرب و شتم قرار دادند. وي كه پس از اين حمله جنايتكارانه از سر درد رنج مي برد, در ساعت 2 و ربع بعد از ظهر ديروز دچار تهوع و تشنج شديد شد و متعاقبا به حالت اغماء فرو رفت. ساكنان اشرف با توجه به وخيم بودن وضعيت بيمار, بلافاصله موضوع را به اطلاع نيروهاي آمريكايي رساندند, ساعت 8 و 20دقيقه يك پزشك آمريكايي بر بالين او حاضر شد و در ساعت 9شب در حاليكه دستگاه تنفس مصنوعي به او وصل كرده بودند, توسط هليكوپتر به بيمارستان بلد منتقل شد. وي در هليكوپتر و قبل از رسيدن به بيمارستان به شهادت رسيد.

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
23 مرداد 1388(14 اوت 2009)

سازمان ملل خواهان رسیدگی به موارد اتهامی شکنجه در ایران شد

پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸
رادیو فردا: گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه شكنجه روز پنجشنبه گفت كه شكايت هاى زيادى از معترضان بازداشت شده پس از انتخابات ايران دريافت كرده كه از آزار و اذيت خود در زندان خبر داده اند.مانفرد نواك، گزارشگر شوراى حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، اظهار داشت: اين شكايت ها از سوى خانواده ها، وكلا و بازداشتى هاى آزاد شده مطرح شده است.وى افزود: ادعاهاى مستند درباره شكنجه زندانيان در ايران و نگه داشتن آنها در انفرادى به منظور اعتراف گيرى از آنها بايد مورد رسيدگى دقيق قرار گيرد.مانفرد نوواك گفت: به مقام هاى جمهورى اسلامى ايران اطلاع داده كه بيش از سيصد پرونده اتهامى شكنجه و بدرفتارى با دستگيرشدگان اعتراضات اخير، به سازمان ملل ارايه شده است.وى مى گويد كه ايران به نامه او پاسخ قانع كننده اى نداده و وى خبر ندارد كه آيا تحقيقاتى انجام شده يا نه. گزارشگر ويژه سازمان ملل اظهار داشت: بسيارى از اين اتهامات مواردى چون ضرب و شتم، شوك الكتريكى و فشار جسمى و روانى با هدف گرفتن اعترافات است.وى افزود: هنگامى كه كسى به سازمان ملل روى مى آورد و ادعا مى كند كه شكنجه شده، كشور عضو، بايد اين ادعا را به طور دقيق مورد تحقيق قرار دهد.مهدى كروبى، نامزد معترض انتخابات رياست جمهورى ايران، روز يكشنبه در نامه اى به رييس مجلس خبرگان از وى خواست تا به موضوع تجاوز به «دختران و پسران» بازداشت شده در جريان اعتراض هاى خيابانى به نتايج انتخابات رسيدگى شود.نامه آقاى كروبى كه بازتاب هاى زيادى در داخل و خارج از ايران داشته است اشاره مى كند كه «عده ‌اى از افراد بازداشت‌ شده مطرح نموده ‌اند كه برخى افراد با دختران بازداشتى با شدتى تجاوز نموده‌ اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگى در سيستم تناسلى آنان گرديده است.»وى افزوده است: « از سوى ديگر افرادى به پسرهاى جوان زندانى با حالتى وحشيانه تجاوز كرده ‌اند به طورى ‌كه برخى دچار افسردگى و مشكلات جدى روحى و جسمى گرديده ‌اند و در كنج خانه‌هاى خود خزيده ‌اند.»اصولگرايان تندرو در ايران به شدت نسبت به اين نامه واكنش نشان داده و مهدى كروبى را به تنش آفرينى و تهمت زدن به نظام متهم كرده اند. با اين حال، آقاى كروبى خبر داده است كه آيت الله هاشمى شاهرودى، رييس قوه قضاييه، دستور رسيدگى به اين نامه را صادر كرده است.اين دستور در حالى صادر شده است كه دوره رياست آيت الله شاهرودى بر دستگاه قضايى اوايل هفته آينده پايان مى يابد.به گفته سخنگوى قوه قضاييه، در جريان نا آرامى هاى پس از انتخابات در ايران بيش از چهار هزار نفر دستگير شده اند. در حالى كه منابع رسمى مرگ ۳۰ نفر در اين حوادث را تاييد كرده اند مخالفان از كشته شدن حداقل ۶۹ نفر خبر داده اند.مانفرد نواك، گزارشگر ويژه سازمان ملل كه پيشتر موضوع آزار و اذيت بازداشت شدگان در زندان آمريكايى گوانتانامو را بررسى كرده بود مى گويدكه دولت ايران به او اجازه نداده است تا از اين كشور بازديد كند.به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس، هيئت نمايندگى ايران در دفتر سازمان ملل در ژنو حاضر نشد در اين زمينه اظهار نظر كند.

جشنواره بينالمللى سينماى تبعيد در سوئد، حمله به اشرف را جنايت عليه بشريت دانست

23 مرداد 88
جشنواره بينالمللى سينماى تبعيد - سوئد با صدور اطلاعيهاى درمحكوميت حمله به اشرف، اعلام كرد: ما ضمن محکوم کردن تعرضهاى و کشتار پناهندگان بىدفاع وغير مسلح مجاهد خلق، مصرانه از کميسارياى عالى (پناهندگى) سازمان ملل متحد، دبيرکل آن و سازمانهاى مدافع حقوقبشر درخواست مىکنيم که با محکوم کردن چنين اعمالى، به حمايت از حقوق پناهندگى و انسانى ساکنان اشرف برخيزند و دولت عراق را متعهد کنند تا با ساکنان شهر اشرف براساس قراردهاى ژنو و قطعنامه 24 آپريل پارلمان اروپا رفتارنمايند. ما هم‌چنين خواستار محاکمه آمران وعاملان کشتارمجاهدين بىدفاع شهر اشرف در يک دادگاه بين اللملى به جرم جنايت عليه بشريت هستيم.

vendredi 14 août 2009

مهدی کروبی در پی تصمیم منتقدین روزنامه اعتماد ملی برای تجمع مقابل این روزنامه اعلام کرد

سحام نيوز – 24 مرداد

تجمع مقابل روزنامه ، شنبه منتقدین دوشنبه هواداران

۲۴ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰:۱۳: سحام نیوز :دبیر کل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه ای در نماز جمعه ی امروز و انتشار آن در سایت های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت:ما از حضور منتقدین استقبال می کنیم و از هواداران نیز می خواهیم که برای حفظ آرامش روز دوشنبه حضور بیابند.

سحام نیوز :دبیر کل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه ای در نماز جمعه ی امروز و انتشار آن در سایت های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت:ما از حضور منتقدین استقبال می کنیم و از هواداران نیز می خواهیم که برای حفظ آرامش روز دوشنبه حضور بیابند.
مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی با اشاره به پخش اعلامیه ای در نماز جمعه ی امروز و انتشار آن در سایت های خبری مبنی بر حضور منتقدین روزنامه ی اعتمادملی در روز شنبه در مقابل ساختمان این روزنامه گفت:ما از حضور منتقدین استقبال می کنیم و با سعه ی صدر، تمام انتقاداها و پیشنهادهای آنان را می شنویم و به طور قطع در روزنامه نیز منعکس خواهیم کرد.
کروبی در ادامه گفت:از تمامی هواداران روزنامه ی اعتمادملی درخواست می کنم فردا از تجمع مقابل روزنامه خودداری نمایند تا با حفظ آرامش و امنیت خبرنگاران ما نظرات منتقدین را بشنوند و بتوانند با آنها گفت و گو نمایند.
ایشان خطاب به هوادارن افزود: بنده نیز به همراه شما برای حمایت و تشکراز دست اندر کاران روزنامه اعتماد ملی و بیان نظرات و پیشنهادها ، روز دوشنبه ساعت 16مقابل ساختمان روزنامه اعتماد ملی حضور خواهم یافت.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان به جوسازان و خشونت طلبان هشدار داد که راه تعامل مثبت را در پیش گیرند و فکر نکنند که با فشار،ُ تهدید و تخریب می توانند ما را از مسیر دفاع از حقوق مردم خارج نمایند،بلکه بنده یک قدم هم عقب نخواهم نشست.
لازم به ذکر است در اعلامیه ها و اخبار منتشر شده از منتقدین روزنامه اعتماد ملی خواسته شده است که فردا(شنبه)ساعت 16 مقابل ساختمان روزنامه تجمع نمایند،به نقل از بعضی سایت های خبری این دعوت توسط انصار حزب الله صورت گرفته است.

دانشجویان دختر خوابگاه دانشجویی فاطمیه را بخاطر الله اکبر گفتن، تهدید کردند

بنا بر اظهارات دانشجویان ساکن خوابگاه دخترانه فاطمیه واقع در انتهای خیابان امیرآباد، مسئولین کوی فاطمیه با دانشجویانی که شب ها از بالکن اتاق های خود الله اکبر می گفتند برخورد نموده و آنها را به برخوردهای شدید تر تهدید کرده اند.
دانشجویان اظهار داشتند که مسئولان شب خوابگاه حوالی ساعت ۱۰ یعنی به هنگام ساعاتی که صدای الله اکبر از پشت بام های منازل امیرآباد و نیز خوابگاه دختران علوم پزشکی بلند می شود، با گشت زنی در تمامی محوطه اقدام به شناسائی شماره اتاقهائی می کنند که از آن ها صدای الله اکبر به گوش می رسد.
مسئولین خوابگاه پس از شناسایی، با احضار دانشجویان ساکن همان اتاق دانشجویان را توبیخ و تهدید به اقدامات شدید تر مانند ارسال پرونده به حراست و غیره می نمایند.
این سخت گیری ها در خوابگاه دخترانه کوی دانشگاه که در راستای سیاست های فرهاد رهبر صورت می گیرد، در حالی است که در خوابگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران، شبانه صدای الله اکبر به گوش می رسد و چنین برخوردهائی از سوی انتظامات خوابگاه با آنان صورت نمی گیرد.
احضار دانشجویان به دلیل فریاد بانگ الله اکبر پیش از این در خوابگاه های دانشگاه صنعتی شریف نیز روی داده است. در اویل ماه جاری نزدیک به پنجاه نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه‌های دانشگاه شریف به دلیل الله اکبر گفتن، از سوی حراست این دانشگاه احضار شده و مورد مواخذه و تهدید قرار گرفتند.

چند سوال از اکبر گنجی - حسن داعی

اکبر گنجی در مقاله جدید خود و با لحنی آمرانه خطاب به هموطنان خارج از کشور میگوید: "از همین لحظه به طور شفاف و به صراحت تمام اعلام می کنیم: اول- شعار کمپین "جنایت علیه بشریت" به شرح زیر است: جنگ؟ نه. تحریم اقتصادی؟ نه. محاکمه ی سران رژیم به جرم "جنایت علیه بشریت" ؟ آری. دوم- نماد کمپین "جنایت علیه بشریت"، سبز سبز است و ما هیچ پرچمی، جز نماد سبز بالا نخواهیم برد."1
در اینجا چند سوال ساده که به ذهن من و بسیاری دیگر از هموطنان رسیده را فهرست وار بیان میکنم تا درصورتیکه ایشان ضرورتی به پاسخگوئی دید، اقدام فرمایند:
• منظور اکبر گنجی از "کمپین جنایت علیه بشریت" کدام است و رابطه آن با جنبش سبز در خارج و داخل چیست؟ به بیان دیگر، ایشان دقیقا سخنگوی کدام جریان و کدام دسته از ایرانیان است؟ پاسخ به این سوال از این جهت ضروری است که در جریان اعتصاب غذای نیویورک که به ابتکار گنجی و دوستانش برگزار شد، حمید دباشی یکی از سخنگویان این حرکت، در مصاحبه روز 22 جولای با بی بی سی گفت: "ما به نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور در اینجا هستیم.... مردم ایران از اوباما هیچ توقعی ندارند جز اینکه فقط ناظر باشه."2چه کسی به ایشان یا حمید دباشی اجازه نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور را داده و مردم ایران به چه طریق درخواست خود برای بیطرفی اوباما را به ایشان اطلاع داده اند؟
اکبر گنجی در مصاحبه ایکه دو روز پیش با یکی از تلویزیون های چپ آمریکا بنام Democracy Now داشت، ضمن اشاره به کمپین جدید خود و اعتصاب غذای نیویورک، با تحریم اقتصادی مخالفت کرد. بلافاصله پس از این مصاحبه، سایت وابسته به تریتا پارسی، با تیتر درشت نوشت: "اکبر گنجی: اپوزیسیون مخالف تحریم است"3
آیا اکبر گنجی سخنگوی اپوزیسیون جمهوری اسلامی است؟ اگر گنجی خود را نماینده جنبش سبز در خارج از کشور میداند، مشکل بازهم بیشتر میشود. همانظور که میدانیم، محسن مخملباف به نمایندگی از طرف میرحسین موسوی در پارلمان اروپا سخنرانی کرد و از غرب خواست تا جمهوری اسلامی را هم تحریم سیاسی و هم تحریم اقتصادی کند. بنابراین، مواضع گنجی با مخملباف از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین باید پرسید که ایشان سخنگوی چه کسی در خارج از کشور است؟
اگر میزان شرکت کنندگان در اعتصاب غذای نیویورک را معیار سنجش قرار دهیم، با وجود دهها اعلامیه و بیانیه و با اینکه هنرمندان محبوب ایرانی نیز درآن حضور یافته و برخی از ستارگان هالیوود نیز ازآن حمایت کردند، کل شرکت کنندگان در این گردهم آئی از چند صد نفر تجاوز نمی کرد. تعداد خبرنگاران و نمایندگان رسانه هائی که برای پوشش این حرکت در این سه روز به محل اعتصاب آمدند، بیشتر از تعداد کسانی بود که یا اعلامیه اعتصاب غذا را امضاء کرده یا از آن حمایت کرده بودند. آیا این محبوبیت ناچیز در میان ایرانیان خارج از کشور به اکبر گنجی جسارت بیاناتی چنین آمرانه و بازی کردن نقش سخنگوی ایرانیان خارج از کشور را میدهد؟ ناگفته نماند که محبوبیت گنجی در میان روشنفکران بین المللی بسیار بیشتر از مقبولیت ایشان در میان ایرانیان است.
• ایشان در نامه خود به سازمان ملل و در مقالات و سخنرانی های مکرر، بارها و بارها از جنایات این حکومت سخن گفته اند. شهرت اولیه اکبر گنجی نیز بخاطر شهامت ایشان در افشاگری علیه هاشمی رفسنجانی بود. اگر گنجی روزی بعنوان شاهد یا شاکی در مقابل دادگاه بین المللی قرار گرفت تا علیه جنایات حکومت ایران سخن گوید، آیا حاضر است در مورد جنایات دهه اول انقلاب که سیاه ترین دوران جمهوری اسلامی است سخنی بر زبان آورد؟
در اینصورت، آیا بهتر نیست که قبل از رسیدن به دادگاه فرضی که سالها از آن فاصله داریم، اکبر گنجی یکبار برای همیشه در مورد این بخش از جنایات رژیم ایران سخن گوید و در مورد نقش روح الله خمینی، دوستان دوم خردادی خویش و بخصوص نقش خودش در این جنایات مخوف سخن گوید؟ آیا مردم ایران محرم تر از قضات دادگاه بین المللی نیستند؟ آیا می توان نقش رهبری جنبش را بازی کرد و گذشته خود و دوستان خود را از مردم پنهان نمود؟ آیا میتوان بعنوان شاکی در این دادگاه حضور یافت ولی در بخش هائی از این جنایات شریک بود؟ کمترین انتظار از گنجی این است که ایشان ضمن بازگشائی دوران سیاه دهه شصت، به نقش مستقیم خود و دوستانش اعتراف کرده و از قربانیان این دوره وحشت و ترور (نسل های کنونی و آینده مردم ایران و همچنین مردم منطقه خاورمیانه و جهان اسلام و همه ساکنان کره خاکی که از بنیادگرائی و تروریسم این حکومت صدمه دیده اند) طلب بخشش نماید.
• اکبر گنجی با تحریم اقتصادی علیه حکومت ایران مخالف است. این عقیده ایشان است و برخی دیگر از هموطنان نیز با ایشان هم عقیده اند. آیا ایشان فقط با تحریم اقتصادی مخالف است یا با دادن امتیاز از طرف غرب به حکومت آخوندی نیز مخالفت میکند؟ خود ایشان در سخنرانی معروف خود در شورای روابط خارجی آمریکا، از غرب خواست که برای حل مسئله اتمی، جمهوری اسلامی دست از غنی سازی بردارد و در مقابل، غرب نیز تضمین های امنیتی به جمهوری اسلامی بدهد.4 منظور ایشان از این تضمین ها چیست؟ آیا این امتیاز دادن به جمهوری اسلامی نیست؟ کدامیک بدتر است، تحریم های نفتی که سختی هایی برای هموطنان بوجود میآورد یا تضمین های امنیتی که عمر حکومت را افزایش داده و سختی های طولانی تری را نصیب ملت میکند؟
اکبر گنجی معتقد است که غرب نباید به تحریم نفتی این حکومت اقدام کند. جای این سوال باقی است که آیا حراج سرمایه های مردم ایران، نابود کردن ذخیره های کشور و صرف پول آن برای دستیابی به بمب اتم، تروریسم، رشد بنیادگرائی در منطقه، خرج صدها میلیون دلار برای لابی در آمریکا و در یک کلام تلاش برای بقای حکومت ، خیانت به نسل های کنونی و آینده کشور نیست؟ ضرر کدامیک برای مردم بیشتر است، تحریم نفتی یا بنزینی و سختی های ناشی از آن یا ادامه فروش نفت و کمک به بقای این حکومت؟
• اکبر گنجی در بسیاری از سخنرانی ها و مقالات خویش، با حمایت دولت ها و محافل غربی و بخصوص آمریکایی از جنبش مردم ایران یا کمک احتمالی به هر گروه اپوزیسیون مخالفت کرده است. کافی است به فعالیت های تریتا پارسی و لابی رژیم در کنگره آمریکا نگاه کنیم تا استفاده آنان از نوشته های گنجی در این زمینه را بطور مکرر مشاهده نمائیم. آیا این دستور العمل یعنی حرام بودن دریافت کمک از محافل غربی، شامل خود گنجی و دوستان ایشان نیز میشود یا خیر؟ در اینجا بطور مشخص از ایشان درخواست میکنم که برای شفافیت و پاسخگوئی به هموطنان، لیست افراد، بیناد ها و سازمانهائی که در چند سال گذشته به ایشان کمک مالی و سیاسی کرده اند را به اطلاع مردم ایران برسانند. آنانی که در آمریکا زندگی و فعالیت سیاسی میکنند بخوبی واقفند که شفافیت در مورد روابط سیاسی و مالی، از پایه ای ترین اصول دموکراسی و صداقت با مردم است.
• سیاست اصلی آمریکا در سی سال گذشته، پرهیز از سرنگونی رژیم و بجای آن، حمایت از جناحهای باصطلاح مدره یا اصلاح طلب حکومتی در ایران بوده است. بدین ترتیب، جناح موسوم به دوم خرداد از دوازده سال پیش تا کنون مورد حمایت مستقیم آمریکا و اروپا قرار داشته است. بنظر آقای گنجی آیا این مقوله نیز جزو دخالت آمریکا در امور ایران محسوب میشود و باید محکوم شود یا اینکه فقط باید آن بخش از دخالت های آمریکا را محکوم کنیم که متمایل به سرنگونی حکومت ایران است؟ آیا کمک آمریکا به حفظ و بقای این حکومت، یعنی حمایت از یک جناح حکومتی در ایران، دخالت در سرنوشت ایران و ایرانیان هست یا خیر؟
• بسیاری از همکاران و متحدان اکبر گنجی، منجمله برخی از برگزار کنندگان اعتصاب غذای نیویورک کسانی بوده اند که در چند سال گذشته تحت نام مبارزه با جنگ و تحریم، مشغول کمک به جمهوری اسلامی، فریب و جذب گروههای صلح طلب آمریکا و همچنین دروغگوئی به افکار عمومی در مورد ماهیت حکومت ایران و برنامه هسته ای آن بوده اند. این افراد ضمن کمک به بقای این رژیم قرون وسطائی، باعث شده اند که جمهوری اسلامی چهار سال برای برنامه اتمی اش وقت بخرد. لیلا زند یکی از رهبران این نوع فعالیت های بظاهر صلح طلبانه در آمریکاست که در مقاله چند روز پیش خود به لابی و کمک به حکومت ایران و شخص احمدی نژاد اعتراف میکند:5
"در چند سال گذشته، ما اینجا در آمریکا، از آقای احمدی نژاد و سیاست های وی از هر طریق ممکن که فکر میکردیم به مردم ایران کمک کند حمایت کردیم. ازآنجا که ما انتخاب مردم ایران (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شمردیم، طی چهار سال گذشته به مقابله با هر حرکت غیر منصفانه و توهین کننده ای که علیه ایشان بعنوان ریئس جمهور منتخب ایران بود برخاستیم.
ما برای حمایت از احمدی نژاد تظاهرات براه انداختیم. با سناتورها و نمایندگان کنگره ملاقات کردیم تا از ایران و رئیس جمهورش و سخنرانی های وی دفاع کنیم. ما مقالات زیادی در دفاع از وی نوشتیم بخصوص هنگامیکه وی در سال 2007 در دانشگاه کلمبیا رفت و مورد حمله بی ادبانه رئیس دانشگاه کلمبیا قرار گرفت. هنگامیکه وی سال بعد به آمریکا آمد و با لاری کینگ در تلویزیون سی ان ان مصاحبه کرد برایش دست زدیم. ما برای وی یک جلسه دیدار بسیار محترمانه با بسیاری از گروههای صلح طلب برگزار کردیم تا دیالوگ را ترویج دهیم.
ما دلمان میخواست که همه بدانند که ما از سیاست های تهدید آمیز آمریکا علیه ایران حمایت نمی کنیم. ما با احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور ایران به گفتگو نشستیم. ما همه این اقدامات را فقط به این خاطر که به آقای احمدی نژاد مربوط میشد انجام دادیم بلکه ما در کنار کسی نشتستیم که رئیس جمهور یک کشوری است که مردمش مورد تهدید قرار گرفته اند. ما این کار را برای هر ایرانی که در داخل کشور است انجام دادیم زیرا ما هوش و انتخاب ایرانیان (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شماریم.”
نظر اکبر گنجی در مورد لابی چهار ساله دوستان و متحدان سیاسی اش برای کمک به جمهوری اسلامی چیست؟ آیا این گونه دخیل بستن به آمریکا برای برداشتن فشار از روی جمهوری اسلامی وطن پرستانه است؟ آیا آندسته از محافل و بنیادهای آمریکائی که حامی این لابی باصطلاح ضد جنگ و تحریم هستند، همانهائی نیستند که در این سالها از اکبر گنجی حمایت کرده اند؟

پاورقی:
1. مقاله اکبر گنجی در سایت اخبار روز http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=23200
2. مصاحبه تلویزیونی حمید دباشی با بی بی سی http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/07/090722_ir88_hunger_strike_ny.shtml
3. http://niacblog.wordpress.com/2009/08/12/ganji-opposition-opposes-economic-sanctions/#comment-2986
4. مقاله اکبر گنجی به انگلیسی http://bostonreview.net/BR32.3/ganji.html
5. مقاله لیلا زند به انگلیسی http://forpeace.net/blog/leila-zand/irans-crisis-does-it-feel-velvet

jeudi 13 août 2009

خبرنامه ندا : تحصن کارگران هفت تپه

کارگران این شرکت روز جمعه ۱۶ در محل کارخانه دست به تحصن زدند. این تحصن با صدای سوت کارگران آغاز گردید. هنگامی که نمایندگان شورای فرمایشی خواستند در مساله دخالت کنند کارگران با گفتن اینکه چه کسی به شما رای داده و شما را انتخاب کرده که حالا می خواهید مداخله کنید، اجازه ی مداخله را به آنها نداده اند. شعارهایی نیز علیه مسوول کارت زنی داده شد.خواسته های گارگران در این اعتراض به شرح زیر است:
۱-اجرا شدن طرح طبقه بندی مشاغل و افزایش دستمزدها و حقوق ها
۲ -حل شدن مساله اضافه کار(مشکلاتی در نحوه و میزان پرداخت دستمزد اضافه کاری ها برای کارگران وجود دارد)
۳ -زدن کارت ورود و خروج. این مساله روال عادی این واحد تولیدی نبوده استو اکنون که این طرح اجرا می شود برای کارگران مشکلاتی پیش آمده است. ازجمله اینکه روزهای جمعه در ماه هایی از سال که فصل برداشت نیست، کارگرانتا ساعت ده در کارخانه حاضر بوده و سپس به منازل خود برمیگشتند اما بااجرای این طرح مجبورند روزهای جمعه هم تا پایان ساعت اداری در محل کارخود باقی بمانند. در نتیجه از تنها فرصت برای بودن با خانواده هایشانمحروم می شوند..
۴- جلوگیری از اخراج کارگران موقت. این کارگران با تلاش سندیکا قرار بودرسمی شوند اما اکنون به دستور مقامات بالاتر تهدید به اخراج شده اند.

از خبرنامه ندا: امروز کارگران شرکت واگن پارس سالن غذاخوری را با خاک یکسان کردند.

امروز کارگران شرکت واگن پارس بعد از سه ماه کار بدون حقوق و چندین اعتراض نمادین تمام شیشه ها، میزها،صندلیها، تابلوها و دیگر وسایل سالن غذاخوری این کارخانه را شکستند. این اعتراض از حرکت ساده ی کوبیدن قاشقها بر روی میزها قبل از صرف نهار شروع شد و به دلیل بی توجهی مدیران این شرکت و تهدید کارگران توسط حراست این کارخانه به خشونت کشیده شد.لازم به ذکر است دو کارخانه ی مهم دیگر کشور یعنی شرکت ماشین سازی اراک و شرکت آذر آب نیز به زودی رسما اعلام ورشکستگی خواهند کرد. به دستور مقامات امنیتی مدیران این دو شرکت در تلاش هستند تا اعلام ورشکستگی این دو کارخانه را به تاخیر اندخته تا از همزمان شدن اعتراضات کارگری احتمالی در این دو کارخانه با دیگر کارخانه های ورشکسته جلوگیری کنند.تمام کارخانه های بزرگ صنعتی در حال پاکسازی نیروهای قراردادی خود هستند و حتی کارگران ماهر قراردادی با بیش از ۱۵ سال سابقه ی کار نیز در بین اخراجی ها قرار دارند. مدیران غولهای صنعتی ورشکسته به کارگران رسمی خود فشار آورده اند که با قبول بازنشستگی پیش از موعد از کارخانه ها خارج شوند

اين است رژيم پليد ولايت ـ مسعود رجوي - 18 مرداد1388

و اكنون اين كروبي است كه پس از 10روز نامه يي را كه به رفسنجاني نوشته است، ناگزير منتشر مي‌كند. از شقاوتها و شناعتهايي مي‌گويد كه هنوز از آن برخود مي لرزد. به نقل از افرادي كه «داراي پستهاي حساس در اين كشور بوده‌اند» و به گواهي «نيروهاي نام و نشان دار» در همين رژيم مي‌گويد.
-مي‌گويد كه به پسران و دختران اين كشور حتي فرزندان مقامات و همدستان همين رژيم آن‌چنان وحشيانه در زندانهاي ولايت فقيه تجاوز شده است كه قربانيان «دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند».
- «از دستگيريهاي بي‌حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات، از حمله به خانه‌هاي مردم، برخوردهاي خشن و وحشت‌انگيز حتي با خانمها در سطح خيابان‌هاي شهر» سخن مي‌گويد و «از برخوردهاي خشن و بي‌محابا، بر سر مردم باتون را خرد كردن، آن‌چنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز هم‌چنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است».
-هم‌چنين از «هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند »سخن مي‌گويد.
به‌راستي كروبي هم ديگر به تنگ آمده و اكنون پس از 21 سال به همان‌جا مي رسد كه منتظري رسيد. آقاي كروبي به‌درستي و با همان توصيف منتظري پس از قتل عام زندانيان در سال 1367 مي‌نويسد: « اتفاقي در زندانها رخ داده است كه چنان‌چه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌يي است ... كه روي بسياري از حكومتهاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد».
اي كاش كه آقايان منتظري و كروبي و ديگراني كه از اين پس به آنان مي‌پيوندند، از سي سال پيش نسبت به همين شقاوتها و شناعتها بيدار و هشيار شده بودند.افسوس...
اما باز هم دير نيست و بني‌بشر براي جبران مافات تا لحظه وفات فرصت و امكان بازگشت دارد.تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا . به خدا و خلق باز گرديد و توبه بازگشت نا پذير نصوح به جاي آوريد.
آخر در زندانها و شكنجه گاههاي خميني و لاجوردي و در واحدهاي مسكوني قزل حصار از اول همين بساط بود.
فتواي خون كشيدن از زندانيان قبل از اعدام براي جبهه هاي جنگ ضدميهني را به ياد داريد؟ فتواي تجاوز به دختران قبل از اعدام براي اين‌كه به بهشت نروند را به ياد داريد؟
گمان مي‌كنيد پاسدار شكنجه گر احمدي نژاد يا پاسدار شكنجه گر حسين شريعتمداري از كجا و طي چه پروسه يي به قعر جنايت و رذيلت و وقاحت درغلتيدند؟ بسياري شاهدان، هنوز حيّ و حاضرند هر چند كه هزاران و هزاران تن ديگر از آنان تيرباران يا به دار كشيده شدند.
نگاهي هم به صحنه‌هاي جنايت دست آموزان رژيم ولايت در اشرف بيندازيد. باور كنيد كه ميليونها نفر در سراسر جهان به خود لرزيدند، اشك ريختند و خونشان به جوش آمده است. در عين حال در برابر پايداري شگفت فرزندان رشيد ايران براي آزادي، سر تعظيم فرود مي آورند و به حتميت پيروزي مردم ايران يقين مي كنند.
تقريبا 40 روز پيش، كروبي در نهم تير نامه سرگشاده يي به ملت ايران نوشت. صرفنظر از مايه هايي كه هنوز هم براي نظام نجاست ولايت مي گذارد، نوشته بود :
«لازم مي‌دانم ابتدا از مردم ايران عذرخواهي کنم؛ هم به خاطر چندين ماه اصرار و ابرام براي حضور در انتخابات رياست جمهوري و هم به خاطر همة آن عزيزاني که در اين مدت زحمات زيادي را براي آنها موجب شدم .... اذعان مي کنم که بسياري از شما پيشتر و دقيق تر مي دانستيد که چه خواهد شد و متوجه شده بوديد،همان گاه که مي‌پرسيديد ”چه تضميني براي آراي ما وجود دارد“، يا زماني که مي‌گفتيد ”نتيجة انتخابات معلوم است و شما آب در هاون مي کوبيد” ».
واضح است كه تا همين جا هم كه كروبي قدم برداشته، بهاي سنگيني دارد. تا همين جا هم شايسته و
ارزشمند است و خدا از معاصي كبيره در خدمت به يزيديان و فرعون و طاغوتهاي عمامه دار زمان مانند خميني و خامنه اي، مي‌كاهد. اين البته به رابطه او و هركس ديگر، با آفريدگارش برميگردد. آن‌چه من ميخواهم با آرزوي در امان ماندن كروبي از گزند خامنه اي و دژخيمان و جلادانش بگويم، تنها يك نكته است. نه فقط به او، بلكه خطاب به همة آنهايي كه در درون يا حاشية همين رژيم به‌ستوه آمده و از كثرت و غلظت فاجعهها و ستم اكنون به خود مي‌لرزند.
چه خوب كه بخشي از حقيقت تكان دهنده را بيان مي‌كنيد و به همين ميزان نزد خلق و خالق مأجوريد. اما باور كنيد كه خانه از پاي بست ويران است و خشت ولايت از روز اول كج و برخلاف رأي و حاكميت ملّت و با خنجر و خيانت نسبت به انقلاب ضدسلطنتي كار گذاشته شده است.
جرثومه و امُ الفساد ، همين رژيم ولايت و حاكميت آخونديست. در اوين يا كهريزك يا هزاران زندان و شكنجه گاه و خانه‌هاي امن اطلاعات و سپاه هيچ فرقي نمي‌كند. از كوزه همان برون تراود كه در اوست. دادگاهها و تبليغات و اتهامات و برچسبهاي اين رژيم، از ابتدا، همين بود. كدام كلمه بود كه خميني آن را ذبح نكرده باشد؟ مگر نميگفت كه مجاهدين خرمنهاي روستاييان را آتش مي زنند؟ مگر به تناوب نميگفت جاسوس شوروي و عامل آمريكا و اسرائيل و بعثِ عراق هستند؟
بله، اين رژيم، همان است كه بود. تنها راه، آزادي و حاكميت مردم است. اين تمامي حقيقت است.
به‌خدا سوگند كه در بيان اين حقيقت به اندازه دانة ارزني هم منفعت شخصي يا گروهي را در نظر ندارم. با اشرفيان خونفشان و با اشرف نشانان در ايران و سراسر جهان براي چادر زدن در خاوران هم اعلام آمادگي و ثبت نام كرده‌ايم. اگر خواستار آسودگي و خلاصي خود و رها شدن مردم ايران از اين همه ظلم و ستم هستيد، اين تمامي حقيقت است. تنها راه، آزادي و حاكميت مردم ايران است.
درست به‌همين دليل، به‌خاطر عصمت جسم وجان و روح و روان مردم ايران، و همان پسران و همان دختران، و به‌خاطر سعادت و حق حاكميت يك خلق در محنت و زنجير، با تمام وجود فرياد بزنيد :
مرگ بر ديكتاتور
مرگ بر خامنه اي
حكومت آخوندي، سرنگون! سرنگون! سرنگون!
مسعود رجوي
18 مرداد 1388

محمد اقبال از اشرف : پس از گذشت دو هفته هنوز نیروهای عراقی مانع دفن شهدای ما می شوند

خبرگزارى آكى ايتاليا:تنها راهحل شناخته شده بينالمللى براى حفاظت اشرف، برافراشته شدن پرچم سازمان ملل برفراز آن استمحمد اقبال از اشرف، گفت كه ساكنان اين قرارگاه ”به دنبال يورش نيروهاى عراقى به آن“ پس از گذشت دو هفته كماكان قادر به دفن پيكر كشتههايشان نيستند، اين در حاليست كه اعتصاب غذاى ساكنان اشرف، وارد سومين هفته خود مىشود. اقبال روز سه شنبه به خبرگزارى آكى ايتاليا گفت: حمله وحشيانه نيروهاى عراقى 9كشته و بيش از 500 مجروح به جاى گذاشته است و ساكنان به اعتصاب خود تا دستيابى به خواسته هاى خود ادامه مىدهند، بهرغم اين كه دهها تن از آنان در اثر وخامت حالشان به بيمارستان منتقل شدهاند. اقبال هشدار داد كه ”ساكنان اشرف تأكيد مىكنند كه تنها راهحل شناخته شده بينالمللى براى حفاظتشان بر اساس قوانين و معاهدات و تعهدهاى بينالمللى، برافراشته شدن پرچم سازمان ملل برفراز اين قرارگاه و قرارگرفتنشان تحت حفاظت اين سازمان مىباشد. آنها يادآورى مىكنند كه بهدنبال امضاى يك توافقنامه با نيروهاى آمريكايى، همه تجهيزات و سلاحهاى خود را داوطلبانه به اين نيروها تحويل دادند بهاين شرط كه بر اساس آن طرف آمريكايى تا تعيين تكليف نهايى پروندهشان حفاظت آنان را عهدهدار شود“. وى از باراك اوباما خواست كه ”نيروهاى آمريكايى، كنترل وضعيت را در صحنه بهدست بگيرند تا از خشونت و قتل عام مجدد ساكنان اشرف“ در شمال شرق بغداد پايتخت جلوگيرى شود. اقبال ادامه داد كه در اثر ديدار يك هيأت سازمان ملل متحد در عراق (يونامى) توافق كرديم كه نيروهاى عراقى، مزار مرواريد اين قرارگاه را براى تدفين خالى كنند تا هيچگونه برخورد يا اصطكاكى پيش نيايد و به دنبال اين بخشى از نيروهاى عراقى محل را ترك كردند در حالى كه يك نفر بر آمريكايى در محل مستقر بود و بر وضعيت نظارت داشت. اما صبح روزسهشنبه از نقض اين توافق از سوى نيروهاى عراقى شگفت زده شديم، بهنحوى كه مانع ورود به مزار براى آماده سازى الزامات تدفين شدند بدون اين كه علت را بگويند. اين در حالى است كه جنازه ها زير حرارت بالاى تابستان عراق، بر زمين ماندهاند. وى مجددًا از جامعه بينالمللى و اتحاديه اروپا ”خواستار شد به منظور ممانعت از وقوع فاجعه انسانى در نتيجه ادامه محاصره“ اين قرارگاه مداخله كنند. نيروهاى عراقى در بيستو نهم ژوئيه گذشته به قرارگاه اشرف محل اقامت حدود سه هزاروپانصد تن از اعضاى سازمان مجاهدين خلق ايران، اپوزيسيون واقع در استان ديالى يورش بردند كه منجر به كشته شدن 9تن از آنان و مجروح شدن صدها تن ديگر شد.

mercredi 12 août 2009

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : تظاهرات در بازار تهران

بنابه گزارشات رسیده از بازار تهران، تعداد زیادی از مردم و بخصوص جوانان در بازار و خیابانهای اطراف آن حضور دارند و خود را برای تجمعات اعتراضی آماده می کنند.همزمان از صبح امروز تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر را در نقاط حساس بازار و خیابانهای اطراف مستقر شدند. نیروهای سرکوبگر گارد ویژه و نیروی انتظامی ،بسیج و لباس شخصی را از صبح امروز در بازار تهران مستقر شدند. نیروهای سرکوبگر در میدان 15 خرداد و مقابل دادستانی بصورت گسترده مستقر شدند. واین 2 نقطه را بصورت گسترده در اشغال آنها است. علاوه بر نیروهای فوق نیروهای کلانتریهای مختلف تهران را به این نقطه گسیل کرده اند. از لحظاتی پیش نیروهای موتور سوار گارد ویژه و لباس شخصی برای ایجاد رعب و وحشت بصورت گله های چند ده موتوره فواصال بین میدان 15 خرداد تا ناصر خسرو و میدان بهارستان به گشت زنی و مانور وحشت مشغول هستند. مردم بصورت گسترده در نقاط مختلف بازار و خیابان های اطراف آن حضور دارند و خود را برای اعتراضات آماده می کنند.نیروهای سرکوبگر در پی افزایش یافتن تعداد جمعیت اقدام به مانور دادن با نیروهای موتور سوار خود هستند.
21 مرداد 1388 برابر با 12 اوت 2009

ستاد اجتماعی مجاهدین : تظاهرات ضدحكومتى در بازار تهران

ستاد اجتماعى مجاهدين در داخل كشور خبر داد در ساعت 10 و 45دقيقه امروز تعداد زيادى از مردم در بازار تهران تجمع كردند و شعارهاى ضدحكومتى سر مىدهند. رژيم آخوندى مأموران كلانتريهاى زير را در بازار مستقر كرده است: كلانترى107 در فلسطين، كلانترى 108 در نواب، كلانترى 119 در جامى، كلانترى161 در ابوذر، كلانترى 112 در ابوسعيد، كلانترى 104 در عباس آباد و كلانترى 125 در يوسف آباد. مأموران سركوبگر سر چهار راهها، بهخصوص چهار راه دادستانى و چهار راه پامنار به سمت بهارستان مستقر شدهاند. هم‌چنين مأموران امنيتى ازسمت خيابان مولوى وارد بازار مىشوند. بنابه گزارش ديگرى در بازار بزرگ يعنى سبزه ميدان به 15خرداد، تمام بازار و فرعيها مملو از مأموران سركوبگر نيروى انتظامى است و لباس شخصيها در دستههاى 2 يا 4نفره، موبايل به‌دست مستقر شدهاند. 50 موتورسوار با موتورهاى قرمز و هم‌چنين 20 موتورسوار دو تركه در ميدان ارك چيده شده است. تمام پياده روها در اشغال مأموران نيروى سركوبگر انتظامى است. مسير خودروها را بستهاند و خودروها نمىتواند تردد كنند.

خبرگزاری حکومتی فارس هم تظاهرات امروز در بازار را تائید کرد

خبرگزاري فارس: تعدادي از كسبه بازار تهران امروز صبح در اعتراض به طرح ماليات بر ارزش افزوده با تعطيل كردن مغازه‌هاي خود در بازار تهران تجمع كردند؛ اما بازار تعطيل نيست.به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، اين در حالي است كه از صبح امروز عده‌اي فرصت‌طلب با حضور در بازار مانع بازگشايي برخي از مغازه‌هاي بازاريان تهران شدند و پس از درگيري با كساني كه اقدام به بازگشايي مغازه‌هاي خود مي‌كنند، اقدام به شكستن شيشه مغازه‌ها مي‌كنند و جو بازار تهران را ملتهب كرده‌اند. بخشي از بازار تهران شامل بازار فرش تهران، بازار طلافروشان، بازار پارچه فروشان به همراه بخش‌هايي از بازار چارسوق كوچك و بزرگ از صبح امروز در اعتراض به طرح ماليات بر ارزش افزوده تعطيل شده است.برخي بازاريان اين مناطق با سر دادن شعارهاي عليه طرح ماليات بر ارزش افزوده، از ديگر كسبه بازار ‌شامل بازار طوس، حضرتي، چهار‌راه بين‌الحرمين، بازار آهنگرها، نيز خواستند تا با آنان ‌همراه شوند اما كسبه اين بازارها همچنان باز هستند.بخش‌هاي ديگري از بازار تهران نيز مانند بازار كويتي‌ها و بخش‌هايي از بازار بين‌الحرمين البته با خاموش كردن چراغ‌هاي خود در اين حركت اعتراض‌آميز شركت كردند اما هنوز باز هستند.بسته شدن بخش‌هايي از تيمچه حاجب‌الدوله كه بورس اصلي فروش لوازم برقي و كريستال در بازار تهران است به عنوان قطب‌هاي مهم بازار نيز از صبح امروز گر‌چه تعطيل نكرده‌اند اما بسته شدن درهاي ورودي اين بازارها و نبود مشتري عملاً اين بازارها را نيز تعطيل كرده است و امكان خريد و فروش نيست.در عين حال هنوز بخش‌هايي از بازار بين‌الحرمين، ابتداي بازار مسجد جامع، ابتداي كوچه غريبان و بخش‌هايي از بازار مولوي همچنان باز هستند و خريد و فروش در آن‌ها جريان دارد.تعدادي از اعضاي هيئت امناي اصناف مختلف نيز از صبح امروز تلاش مي‌كنند تا بازاريان را آرام كنند اما بازار همچنان تعطيل است، مأموران كلانتري 113 بازار و سركلانتري هفتم تهران با حضور در بازارهاي بسته شده از كسبه خواستند تا مغازه‌ها را باز كنند كه با برخورد اعتراض‌آميز بازاريان مواجه شدند.در همين حال تعدادي از بانك‌هاي دولتي و خصوصي در منطقه بازار به علت نداشتن مشتري تقريباً به حالت تعطيل درآمده‌اند اما درهاي آن‌ها باز است.بازاريان معترض البته محل بازار را ترك نكرده‌اند و در اطراف بازار پرسه مي‌زنند و منتظر تغيير شرايط و خبر جديد از اجراي طرح ماليات بر ارزش افزوده هستند تا شايد مغازه‌هايشان را باز كنند.تعدادي از بازاريان معترض در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي فارس، ‌با اظهار بي‌اطلاعي از مدت زمان تعطيل ماندن بازار از زيان‌هاي احتمالي ناشي از آن نگرانند. اين افراد اعلام كردند كه بازاريان به هيچ وجه قصد ايجاد تشنج ندارند و اعتراض آن‌ها صرفاً در مخالفت با طرح ماليات بر ارزش افزوده است و خواستار توقف كامل اجراي اين طرح هستند.مسئولان كلانتري 113 بازار و سركلانتري هفتم تهران بعد از درخواست خبرنگار فارس حاضر به گفت‌و‌گو نشدند و هر‌گونه اطلاع‌رساني در اين زمينه را از طريق مركز اطلاع‌رساني ناجا اعلام كردند.مأموران آتش‌نشاني نيز كه در 3 نقطه از بازار مستقر‌ند به خبرنگار فارس گفتند اوضاع عادي است و حضور آنان در بازار علت خاصي ندارد.

mardi 11 août 2009

جوانان غيور در ميدان ونك و حوالى آن، چندين موتور مزدوران سركوبگر را به آتش كشيدند

1388/5/19
قيام سراسرى، آتشى تا سرنگونى نظام پليد آخوندى
در تظاهرات اعتراضى پراكنده شنبه شب، در ميدان ونك و حوالى آن، جوانان و نوجوانان غيور چندين موتور مزدوران رژيم را به آتش كشيدند.يكى از مزدوران نيروى انتظامى در گفتگو با خبرگزارى فارس وابسته به سپاه پاسداران، ضمن اعتراف به تظاهرات در اين ناحيه و در حاليكه جوانان غيور تهران را «ارازل و اوباش» مى خواهد گفت: «بعد از راهپيمايى… . از ميدان ونك به سمت پارك وى در ساعتهاى پايانى شب گذشته‌ ، تعدادى از اراذل و اوباش از فرصت تاريكى شب استفاده كرده و با ايجاد ترس در مردم 14 موتور سيكلت را به آتش كشيدند». اين مزدور افزود: «در زمان راهپيمايى ‌تعدادى موتور سوار چماق به دست با ايجاد رعب و وحشت قصد تعرض به مردم را داشتند كه نيروى انتظامى توانست20نفر از آنان را دستگير و به مراجع قضايى ارجاع دهد». يكى از شاهدان با اشاره به ايجاد مزاحمت و اذيت و آزار توسط موتور سواران بسيجى و لباس شخصيهاى مزدور گفت: شب گذشته تا حدود ساعت 2 بامداد موتورسوران با ايجاد رعب و هراس در بين مردم باعث از بين رفتن آرامش و امنيت در كوچه‌هاى اطراف خيابان‌هاى ونك شدند». در همين حال، پاسدار رادان جلاد ارودگاه مرگ كهريزك، با ابراز وحشت از احتمال برپايى تظاهرات در امروز، هشدار داد كه: شايعاتى مبنى بر برگزارى تجمع غيرقانونى در تهران طى امروز شنيده مى‌شود، كه با اين تجمعات غيرقانونى برخورد خواهيم كرد».

lundi 10 août 2009

اصلاح طلبان راه مجاهدین خلق را رفتند

گفتگوی روزنامه جام جم با محمد جواد لاریجانی

سئوال : چرا برخي اصلاح‌طلبان به جايي رسيدند كه در مقابل نظام قرار گرفتند؟
اين مساله نياز به موشكافي دارد. اگرچه ممكن است تئوري‌هاي مختلفي در اين زمينه وجود داشته باشد، تئوري كه من در خصوص فرجام ناكام اصلاح‌طلبي در ايران به آن معتقدم خدمتتان عرض مي‌كنم. به نظر من اصلاح‌طلبي در كشور ما، همان مسيري را رفت كه مجاهدين خلق در ايران رفتند. مجاهدين خلق كه بعدا به منافقين تبديل شدند از آسمان نيامده بودند، بلكه بچه‌هاي متدين همين مملكت بودند كه با وجود فهم سطحي‌شان از اسلام، علقه‌هاي ديني داشتند. ...... به نظر من همان مسيري كه مجاهدين خلق رفتند دوباره تكرار شد كه داراي سه فاز مهم است. فاز اول، تنظيم يك مبناي فكري ناسازگار بود كه اسم آن را قبلا در ادبيات ما التقاط مي‌گذاشتند. فاز اول بتدريج خودش را به فاز دوم كه ظهور نفاق بود رساند و نفاق هم به طور طبيعي به تقابل با نظام ختم مي‌شود.

عين همين سه مرحله كه درخصوص مجاهدين خلق اتفاق افتاد در مورد اصلاح‌طلبي نيز تكرار شد. اصلاح‌طلبان ايران، بچه مسلمان‌هاي خودمان بودند و افرادي بودند كه در انقلاب هم سابقه داشتند، منتها فهم سطحي اين افراد از دين در كنار مدهوش شدن در مقابل پيشرفت‌هاي ليبرال دموكراسي سكولار باعث شد كه در بهترين حالت، اسلام را براي خانه و در امور خصوصي قبول داشته باشند. مبنايي كه آنها انتخاب كردند براين اساس بود كه مي‌خواستند سكولاريسم را با اسلام آشتي بدهند و اسم آن را نوانديشي ديني گذاشتند. شما اگر ادبيات دوم خرداد 76 را مرور كنيد، مي‌بينيد كه به اسم نوانديشي ديني تلاش كردند به تفكر سكولار يك نماي اسلامي بدهند. شما وقتي روزنامه‌هاي دوم خرداد را ورق مي‌زنيد مي‌بينيد كار به جايي رسيد كه حتي اسلام را براي امورخصوصي هم مندرس اعلام مي‌كردند. ..... اين ناسازگاري ايدئولوژيك هيچ نتيجه‌اي نمي‌توانست داشته باشد مگر اين كه به يك نفاق برسد. .....روند طي شده از سوي جريان اصلاح‌طلبي در ادامه به نفاق رسيد و اين نفاق بروزهاي مختلفي دارد.

شكل اول بروز آن اين است كه شما بگوييد ما مي‌خواهيم در انتخابات شركت كنيم، قانون را هم قبول داريم و در چارچوب‌هاي مشخص شده كار مي‌كنيم، ولي از فضاي انتخاباتي استفاده كنيد و مردم را كه براي انتخابات بسيج كرده‌ايد به سمت كار ديگري كه مورد نظر شماست، بكشانيد.
فاز سوم اين حركت همان طوركه قبلا اشاره كردم تقابل با نظام است. به اعتقاد من اين سه مرحله را كه ما در فرجام مجاهدين خلق ديديم، دقيقا در رفتار اصلاح‌طلبي در ايران نيز مشاهده كرديم. تحليل من اين است كه اينها به خاطر آن نقص مبنايي كه داشتند به طور طبيعي به تقابل با نظام رسيدند و از اين فرصت انتخابات، استفاده كاملا منافقانه كردند. آقاي موسوي مي‌بايست بسيار زرنگ‌تر از اين حرف‌ها مي‌بود و به نظر من ايشان در گردابي گرفتار شده است و سرانجام خودش را با سرانجام اصلاح‌طلبي گره زده است. اصلاح طلبي در ايران مرد، همان‌طور كه نفاق و مجاهدين خلق در ايران نابود شدند....

.......علت اين‌كه ما آسيب مي‌بينيم و بچه‌هاي ما گرفتار مي‌شوند و نمي‌توانند اين مرزها را از هم تفكيك كنند، همين است كه نيروهايي كه سابقه دارند، دلسوز بودند و متدين بودند، داخل اين دامها مي‌افتند.

مگر بچه‌هايي كه جزو منافقين شدند چطور بچه‌هايي بودند. من زماني كه خودم قبل از انقلاب در دانشگاه شريف بودم، آنجا مهد فعاليت‌هاي سياسي بود. بچه‌هايي كه جزو مجاهدين بودند، ‌بچه‌هاي بسيار متديني بودند. ما ساعت‌ها با يكديگر مباحثه مي‌كرديم كه آيا اسلام احكام دارد و يا خير و اين‌كه احكام اسلام براي حال حاضر كاربرد دارد يا نه؟ آيا اسلام مندرس است يا خير؟ همه اين مباحثه‌ها نشان مي‌داد كه نقاط ضعفي در ذهن آنها وجود داشت كه آنها را به اين فضاحت رساند.
اتفاقا مثالي كه من زدم براي اين است كه ما در طول انقلابمان يك نمونه ديگر از اين كژراهه را داشتيم. كژراهه‌اي كه از بچه‌هاي مسلمان شجاع ما بها گرفت و هزينه كرد. آنهايي كه جلوي نظام طاغوت مي‌ايستادند بچه‌هاي شجاعي بودند و هر كسي جرات نداشت مقابل رژيم شاه بايستد. اينها حاضر بودند جان خودشان را در اين راه فدا كنند
......امروز هم بايد براي مردم و بخصوص تحصيلكرده‌ها كاملا تبيين شود كه كژراهه اصلاحات از كجا شروع شد، چرا به نفاق رسيدند و چرا به تقابل با نظام رسيدند؟

......يكي از گرفتاري‌هاي حركت اصلاح‌طلبانه در ايران اين است كه سابقه دموكراسي ندارد. يعني زماني كه اينها قدرت را در دست داشتند هيچ‌وقت علاقه‌اي به شيوه‌هاي دموكراتيك نداشتند.
خوب است شما همه مواردي را كه آقاي مهندس موسوي الان اشكال مي‌گيرد با 10 سالي كه ايشان در قدرت بود مقايسه كنيد. مثلا ايشان اشكال مي‌گيرد كه چرا بعضي‌ها نمي‌توانند حرف‌هايشان را بزنند. بايد از او بپرسيم در 10 سالي كه شما در حكومت بوديد چند صدا عليه دولت وجود داشت. در آن زمان فقط يك روزنامه در اين جبهه بود كه آن هم روزنامه رسالت بود. همين يك روزنامه هم كه پيدا شد چندين بار مورد هجوم شديد آقاي موسوي قرار گرفت.
ايشان درخصوص بازجويي‌ها و اعترافات سوال مي‌كند. ما از آقاي موسوي سوال مي‌كنيم كه در 10 سالي كه شما در حكومت بوديد وضعيت چگونه بود؟ البته ما نمي‌‌گوييم كه الان وضعيت، بسيار خوب است اما مي‌‌خواهيم مقايسه كنيم.
آقاي موسوي بفرمايند كه چند اعتراف و بازجويي در زمان ايشان از صداوسيما پخش شد؟ در مورد كداميك از آنها ايشان اعتراض كردند؟

......در زمان دولت آقاي موسوي موارد متعددي بود كه افراد بازجويي شدند و جلوي تلويزيون آمدند و اعتراف كردند. ايشان در آن زمان نه تنها اعتراضي نكرد بلكه كلي هم از وزير اطلاعات خود تقدير كرد. البته اين مساله را عرض كنم كه من طرفدار اين مساله هستم.
به عنوان مثال در زمان آقاي موسوي، مهدي هاشمي را گرفتند و محاكمه كردند، جلوي تلويزيون هم آوردند. با گروهك فرقان هم همين كار را كردند. من شخصا طرفدار اين كار بودم. زيرا اين مساله براي روشن كردن ذهن مردم بسيار اساسي بود........
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100914260357

تعميق شقه در بالاي رژيم و تداوم قيام در ميان توده مردم - مسعود رجوي- 14 مرداد1388

به جوانان و دانشجويان و مردم آزادة تهران،
به هسته هاي مقاومت و نيروهاي انقلاب دموكراتيك مردم ايران،
با سلام و تبريك به مناسبت يكصدو سومين سال انقلاب مشروطه عليه استبداد و مشروعه،
با درود به روانهاي والاي سردار ملي ستارخان و سالار ملي باقرخان و كهكشان 103 سالة شهيدان،
و با ياد عليرضا نوجوان 12 ساله يي كه پنج‌شنبه 8مرداد در بهشت‌زهرا بر اثر ضربة مغزي به شهادت رسيد.
راستي كه مردم و جوانان و دانشجويان و هسته ها و نيروهاي انقلاب دموكراتيك مردم ايران، امروز وپريروز، در روزهاي 12و 14مرداد گل كاشتند. دست مريزاد كه بساط قواي سركوبگر دشمن را لوله كردند و درهم پيچيدند. به‌رغم همة ترتيبات و تمهيدات حكومت آخوندي طاق بالاتري زدند؛ بسا مهمتر وبرتر از قيامهاي پياپي تيرماه. چرا كه مشخصاً ولي فقيه ارتجاع و گماشته او را هدف قرار دادند. آن هم در روزهاي تنفيذ و تحليف كه براي خامنهاي و ديكتاتوري ديني اهميت حياتي دارد و با ساير ايام قابل قياس نيست.
در رژيم ولايت فقيه و قانون اساسي آن به نصب رئيس جمهور توسط ولي فقيه ارتجاع «تنفيذ» مي گويند. يعني رياست جمهوري، جداي از هرگونه رأي و رأي گيري و نمايش انتخاباتي، وقتي «نافذ» و عملي است كه توسط ولي فقيه نصب شود و رأي مردم اصالت ندارد.
خميني در 12مهر 1358 ، تقريباً 4ماه قبل از اولين انتخابات رياست جمهوري در اين رژيم، و حتي قبل از اين‌كه قانون اساسي ولايت فقيه تدوين و تصويب شود، بدون هيچ تعارف و رودربايستي به صراحت گفت : « حكم رئيس جمهور، اگر همراه با نصب ولي فقيه نباشد غير مشروع است. طاغوت است. اطاعت او اطاعت طاغوت است».
خامنه اي هم در مقام رئيس جمهورارتجاع درنماز جمعة اول بهمن 1366 در بارة ولايت فقيه و حوزة اختيارات آن بي‌پرده گفت:« اكثريت مردم چه حقي دارندكه قانون اساسي را امضا و لازم الاجراكنند؟» در فاشيسم ديني ،آن چنان‌كه خميني در كتابش تعريف كرده است، ولايت فقيه در حكم ولايت بر صغار و قيمومَت محجورين است .
اين‌جاست كه ارزش كيفي قيام 12مرداد و ادامة آن در 14مرداد روشن مي‌شود. روشن مي‌شود كه مردم و جوانان دلير و بي‌باك با قيام و تظاهرات و اعتراضات خود در سراسر تهران در روز «تنفيذ» كه روز نصب احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور توسط ولي فقيه باشد، كاري انجام دادند، كارستان! سر مار ولايت را نشانه گرفتند . براي بركندن و برانداختن ريشة اين شجرة خبيثه سينه سپر كردند. چنين بود كه جوانان اشرف نشان قيام را يك مدار بالاتر بردند و به آن طاق جديدي زدند.
از آن‌سو، شقه در بالاي رژيم عريان و هويدا شد. آن‌قدر كه خامنه اي ناگزير به زبان آورد كه «بعضي از خواص هم البته مردود شدند، اين انتخابات بعضيها را مردود كرد». به اين مي گويند آغازِ پايان و استارت سرنگوني . همان چيزي كه تاكنون ولي فقيه ارتجاع به‌شدّت از اذعان به آن پرهيز داشت. هر چند كه از اين پيشتر حتي هادي غفاري هم به خامنهاي گفت «مرده شور تركيب تو را ببرند» !
آخر زمانِ «مردوديت و مرگ»، و مرحلة پاياني نظام ولايت و ناديده گرفتن حاكميت ملّت فرا رسيده و هركس به زبان خاص خودش به آن اشاره و اذعان مي‌كند. اكنون اين خامنهاي است كه دربارة تجربة شعبدة انتخاباتي مي‌گويد : «تجربة اين است كه باور كنيم كه هميشه امكان ضربه زدن از سوي دشمنان هست» . « اگر فراموش كنيم كه دشمناني در كمين انقلابند ضربه خواهيم خورد». «يك دسته مخالفان عصباني و زخم خورده هستند، مطمئنا اينها در اين دورة چهار ساله در مقام معارضه با دولت برخواهند آمد». «آسيب زنندگان بايد شناسايي بشوند، مورد مواخذه قرار بگيرند هركي باشد». خامنهاي مي‌خواهد همان چيزي رابگويد كه سه روز پيشتر احمدي نژاد در جمعي از بسيجيان، به زبان روشنتر گفته بود: «بگذاريد مراسم تحليف برگزار شود، دولت کارش را شروع کند، يقه‌شان را مي‌گيريم و سرشان را مي‌چسبانيم به سقف» !
بيچاره كودن پاسداري كه ولي فقيهِ او صداي انقلاب مردم ايران و كوبيده شدن سر رژيم بر زمين را شنيده، اما برون رفت و تنها راه گريز را در چسباندن سر مخالفان به سقف يافته است.
اما «نوابغ نظام» را هم بنگريد. نوابغ ارتجاع از قبيل لاريجاني، در مجلس تحليف احمدي نژاد ، از قضا در سالروز انقلاب مشروطيت، هنوزبه « تئوري مردم سالاري ديني» پُك مي‌زنند و برآنند تا با سخافتي سخت متعارض و برملا شده درطول 30 سال، خود را تسكين بدهند.همزمان، در اطراف مجلس و درنقاط مختلف تهران، پاسداران و بسيجيان و اطلاعاتي‌ها و لباس شخصي‌هاي نظام به تزريق و توسعة « مردم سالاري ديني» با گاز فلفل وگاز اشك آور و با چوب و چماق و باتون و ماشينهاي آبپاش اشتغال داشتند. به بيمارستانهاي اطراف مجلس آماده باش داده بودند.
حرف درست و دقيق را اما آخوند جنتي در جمعه بازار 9مرداد به زبان آورد و بي تعارف گفت: « آيا اتفاق تازه يي افتاده توي اين انتخابات كه سابقا نبوده؟ اگر اين انتخابات باطل است، تمام انتخابات سي سال باطل است». اين تنها حرف درست جنتي در سي سال گذشته است. چند روز قبل از آن هم شمه ديگري از مشخصات «مردم سالاري ديني» و تفاوت آن با «مردم سالاري سلطنتي» را در نامة كروبي به وزير اطلاعات آخوندها آموخته بوديم. كروبي نوشته بود : «من از شما مي پرسم آيا زندان در جمهوري اسلامي تعريف مشخصي دارد يا اين‌كه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زيرزمين ادارات و وزارتخانه‌ها... روزها نگه داشت و شكنجه روحي كرد»؟
اين هم از موارد مصرف مسجد و مدرسه و زيرزمين ادارات و وزارتخانه ها در «مردم سالاري» ولايت فقيه است كه از مسجد و مدرسه و دانشگاه تا دين خدا و كتاب خدا، شكنجه و شكنجه گاه مي‌سازد. آخر اين رژيم، خودش شكنجة مجسم مردم ايران است. آن‌قدر كه ابتذال دادگاههايش، تهوع و انزجار و اعتراض «خودي» ها را هم بر مي انگيزد و يكي پس از ديگري از ولي فقيه حكم مردوديت دريافت مي‌كنند. يك نگاه به ليست غايبان مراسم «تنفيذ» و «تحليف»، عمق شقة رژيم و شكستن طلسم هيولاي ولايت و هم‌چنين استارت سرنگوني فاشيسم ديني را نشان مي‌دهد.
آهاي بچه هاي تهران و سراسر ايران!دليران بي باك و اشرف نشان!
مبادا به قيامهاي 12 و 14 مرداد و هم‌چنين به عمق شقه و شكاف در بالاي رژيم ميراي آخوندي كم بها بدهيد.
قيام به هر قيمت بايد بيشتر و بيشتر عمق و گسترش پيدا كند و خواهد كرد. هركس كه با ديكتاتوري ديني و با ولايت فقيه نيست و هركس كه به حاكميت مردم و رأي مردم پايبند است، با ماست. پيروزي، محتوم و در تقدير است. بايد بهاي آزادي خلق و ميهن را، هر چه باشد، پرداخت.
در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادي ايران
رود خروشان خون شهيدان ضامن پيروزي محتوم خلق ماست
مسعود رجوي
14مرداد1388

زمينه سازى ولى سفیه ارتجاع براى دستگيرى و محاكمه موسوى و كروبى

پاسدار جزايرى معاون فرهنگى و تبليغات دفاعى ستاد كل نيروهاى مسلح رژيم گفت: محاكمه سران اصلى اغتشاشات اخير نقش به سزايى در همراهى عمومى براى خنثى سازى توطئه‌هاى احتمالى آتى خواهد داشت. وى افزود هم اكنون از يك طرف شهروندان ايرانى و از طرف ديگر عناصر خود فروخته و بالاخره طراحان اصلى منتظرند ببيند با عوامل فتنه بزرگ اخير چگونه برخورد مى‌شود و بهخصوص با سران فتنه و عوامل اصلى كودتا آيا فارغ از برخى ملاحظات برخورد لازم، صورت خواهد گرفت؟ مسلما نحوه برخورد با آنها در نوع نگاه و تلاش خودى و غير خودى به اينگونه پديده‌ها موثر خواهد بود. روز يكشنبه نيز پاسدار يدالله جوانى رئيس اداره سياسى سپاه پاسداران خواستار محاكمه و مجازات موسوى و كروبى گرديد و گفت: يك توطئه براى سرنگونى از طريق ”كودتاى مخملى“ افشا شده است. ”سؤال اين است كه طراحان اصلى و عناصر اين كودتا چه كسانى بودند؟ در صورتيكه آنها عناصر اصلى هستند، كه هستند، مقامهاى امنيتى و قضايى بايد بهدنبال آنها بروند، آنها را دستگير كنند، آنها را محاكمه و مجازات كنند“. خبرگزارى فرانسه گفت اشاره يدالله جوانى به موسوى، كروبى و خاتمى رئيسجمهور سابق رژيم است. از سوى ديگر، اسماعيل كوثرى نايب رئيس كميسيون امنيت مجلس ارتجاع نيز خواستار دستگيرى و محاكمه موسوى شد. وى با تأكيد بر اينكه دستگيرى موسوى و حضور او در دادگاه خواست موكد اعضاى مجلس است، گفت: موسوى با دادن اطلاعيه‌ها بايد مسئوليت‌پذير باشد و پاسخگوى اقدامها خود باشد. نايب رئيس كميسيون امنيت مجلس ارتجاع با اشاره به دادگاه نمايشى و اعتراف گيريهاى اخير گفت: در هر كشورى و در هر حادثه و جرمى كه صورت مى‌گيرد اقدامها غيرقانونى توسط افراد خاص انجام مى‌شود كه افراد متهم بايد به دادگاه فراخوانده شوند.

شب همبستگی با اشرف

شب گذشته همزمان با دوازدهمين روز اعتصاب غذاي 36مجاهد به گروگان گرفته شده توسط نيروهاي عراقي و دهمين روز اعتصاب غذاي مجاهدان قهرمان شهر اشرف كه در گرماي طاقتفرسا ادامه دارد، شب گذشته، ايرانيان نيز در نزديك به 100نقطه در 4قاره جهان، با برگزاري تحصن، تظاهرات ، شعرخواني، مراسم نيايش و با روشن كردن شمع، شب همبستگي با اشرف برگزار نموده و ياد شهيدان پاكباز اشرف را گرامي داشتند و با رزم آوران آزادي در شهر اشرف تجديد پيمان و اعلام همبستگي كردند. اين مراسم از جمله در شهرهاي واشينگتن، لس آنجلس، اورنج كانتري، آتلانتا، هوستون، سانفرانسيسكو، دنور، ساكرامنتو، فرزنو، سن خوزه، بركلي، سياتل، مكزيكوسيتي و نيويورك (آمريكا)، لندن، بيرمنگام، منچستر، كارديف، آكسفورد، كمبريج، شفيلد، ميلدزبورو (انگلستان)، بلفاست و دوبلين (ايرلند)، رم، بلونيا، آنكونا، فلورانس، تورينو و اوربينو (ايتاليا)، برلين، هامبورگ، برمن، فرانكفورت، نورنبرگ، مانهايم، مونيخ، اشتوتگارت، گوتينگن، هانوفر، كلن، مونستر، دوسلدرف (آّلمان)، بروكسل (بلژيك)، كپنهاگ، آرهوس (دانمارك)، استكهلم، يوتبوري و مالمو، لين شوپينگ، بروس، كروسا، سرگل (سوئد)، ژنو و زوريخ (سوئيس)، لاهه، آمستردام، زواله (هلند)، ملبورن، سيدني، بريزيورن (استراليا)، پاريس، ليون، مونپوليه، لوكزامبورگ (فرانسه)، ونكوور، اتاوا (كانادا) برگزار شد. لازم به ذكر است كه در بسياري از شهرها اين آكسيونها در چندين نقطه شهر و در كليساهاي مختلف برگزار گرديد. در پاريس، خانم مرضيه، بانوي هنر ايران، با شركت در مراسم نيايش و شمع روشن كردن در كليسا، براي فرزندان دلير خود در اشرف دعا كردند. در مراسم شب گذشته بسياري از شهروندان كشورهاي ميزبان، شخصيتهاي سياسي و مذهبي و اجتماعي، در همبستگي با اشرف به ايرانيان پيوستند. در لندن ناقوس كليساي Grosvenor chaple، در نزديكي سفارت آمريكا، 36بار، به ياد مجاهدان به گروگان گرفته شده نواخته شد و شركت كنندگان در اين مراسم براي آزادي آنها از دست جيره خواران آخوندها، دعا كردند.دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
18مرداد 1388( 9 اوت 2009)

خانم مرضیه در شب همبستگی با اشرف

فرانسه ـ پاريس، شب همبستگي با اشرف، با مراسم دعا وبزرگداشت دركليساهاي بزرگ نتردام و مادلن پاريس و نيز ديگر كليساها و در در ميدان حقوق بشر (تروكادرو) برگزارشد.دريكي ازكليساهاي پاريس، بانوي هنرايران خانم مرضيه براي سلامت وحفاظت اشرفيان دست به دعا برداشت وبا روشن كردن شمع ياد و خاطره جاودانه فروغهاي اشرفي را گرامي داشت. مرضيه ضمن نيايش باخواندن اشعار وعباراتي پرمعنا، ازجمله گفت:هركه دراين بزم مقرب تر است - جام بلا بيشترش مي دهند بانوي هنرميهنمان گفت: حالا مي روم تاباطلايه داران راهگشايي همنوا وهمراه باشم تابتوانم نسبت به رشيدترين فرزندان اين ملت دراشرف ودرايران وظيفه ام را انجام دهم. خانم مرضيه گفت:براي همه فرزندانم دراشرف وبراي سرداربزرگ و براي خانم مريم رجوي صبر وبردباري وبراي كليه مجروحان شفاي عاجل ازخدا مي خواهم .وهم صدا با فرزندانم دراشرف مي گويم ما پيروز مي شويم. هيهات مناالذله

گزارش تلويزيون فرانسه كانال3 درباره حمله به اشرف

تلويزيون فرانسه كانال3 در روز 16مرداد گزارشي درباره حمله به اشرف پخش كرد: در عراق مقامات ظاهراً تصميم به خاتمه دادن به حضور مجاهدين خلق گرفته اند. اين پناهندگان ايراني كابوس رژيم تهران هستند. چند روز پيش نيروهاي عراق به كمپ اشرف در شمال بغداد هجوم آوردند. حد اقل نه نفر كشته شدند. مواظب باشيد. تصاويري كه ما دريافت كرديم به طور خاص خشن هستند.« اين روش عراقيها براي كنترل كمپ اشرف است. در اين تصاوير كه مقاومت ايران ارائه كرده، يك بازي عجيب مرگبار را ميبينيم : در خودروها مأموران پليس و نظاميان عراقي هستند كه مشغول بازي ترور و له كردن تظاهر كنندگان بي سلاح هستند. ساكنان اشرف عضو سازمان مجاهدين خلق ايران هستند. حدود 3500تن كه از ده روز پيش بطور صلح آميز تلاش ميكنند در مقابل كنترل كمپ ايستادگي كنند. در مقابل آنها نيروهاي عراقي هستند كه بعضاً بطور مرگبار ميزنند، مثل اين مردي كه چند ساعت بعد در اثر ضربه مغزي جان ميسپارد».آرمان نفيسي يكي از اهالي اشرف مي گويد :« 9شهروند كمپ كشته شدند كه شش نفر به وسيله گلوله بوده است. دو نفر به ضرب چماق و تبر تمام كش شدند. يك نفر چهره اش به وسيله بولدوزر متلاشي شد. 500تن زخمي شدند بطوري كه نياز به عمل جراحي يا بستري طولاني پيدا كردند »سازمان مجاهدين خلق ايران دشمن قسم خورده رژيم تهران است. اين سازمان از سال 1986 در عراق مستقر است و ما فيلم آنها را در سال 2003 گرفتيم، زماني بود كه آمريكاييها كه درگير جنگ عليه صدام حسين بودند، آنها را وادار كردند كه اتفاقاً در اين كمپ اشرف گرد هم بيايند، و سپس چند ماه بعد خواستار خلع سلاح آنها شدند. از آن موقع آنها قرار است تحت حفاظت كنوانسيون چهارم ژنو باشند كه هر گونه جابجايي اجباري و تعرض به جان آنها را ممنوع ميسازد. در اول ژانويه 2009 ايالات متحده حفاظت ساكنان اشرف را به دولت عراق سپرد و موجب يت زياد رژيم ايران شد. »افشين علوي، يك سخنگوي مقاومت ايران مي گويد :« امروز در حالي كه رژيم ايران در كنترل اوضاع قيام و نايتي ناتوان است، با درخواست از رژيم عراق براي حمله به اشرف ميخواست كار اپوزيسيون اصلي مجاهدين خلق را كه بشدت از آن وحشت دارد بخصوص در دوران قيام تمام كند»36نفر منجمله 4نفر كه بشدت زخمي هستند توسط نيروهاي عراق براي بازجويي دستگير شدند. سازمان مجاهدين خلق كه ازسوي آمريكا نامگذاري تروريستي شده ، نگران جان آنها است. و خواستار آن شده كه سازمان ملل متحد هر چه زودتر حفاظت اعضايش در اشرف را به عهده بگيرد.

صحنه سازيهاي مسخره همزمان با بازديد هيأت ملل متحد از اشرف

اطلاعیه شماره 75 - حمله به اشرف
امروز دوشنبه 19مرداد (10 اوت2009) همزمان با بازديد هيأت همياري ملل متحد (يونامي) از اشرف, سركردگان و نيروهاي نيروهاي سركوبگر, در وحشت از بازتاب بين الملليِ اقدامات ضد انساني و ترس از عواقب جنايتهايي كه عليه ساكنان اشرف مرتكب شدهاند, به انواع صحنه سازيها و لاپوشاني و تغيير آرايش خود به منظور عادي جلوه دادن وضعيت روي آوردند. نظافت محوطه نيروهاي سركوبگر در ميدان لاله از شب گذشته شروع شد و تعداد نفرات مسلح و چماقدار و لباس شخصي, تقليل يافت. صبح امروز در ميدان لاله نفربرهاي زرهي بي.تي.آر را جمع كردند و به جاي آن دو ماشين سواري مستقر نمودند. در اين محل, چماقها, تبرها و شلاقهاي تسمه اي كه بر سر آن تيغه هاي فلزي بُرنده نصب شده بود, از دست نفرات جمع آوري گرديد و به همه آنها به طور يكسان باتون پلاستيكي دادند. خشاب سلاحها را گرفتند و تيرباري را كه بر روي يك شورلت سفيد رنگ در همين ميدان مجاهدين را نشانه گرفته بود, پايين آوردند. 2خودروي آتش نشاني از3 خودروي آبپاش فشار قوي و آبجوش, ميدان لاله را ترك كرد.در يك اقدام نمايشي ديگر, نيروهاي عراقي با شتاب بسيار به برخي از واسطه هاي تهيه مواد غذايي كه مدتهاست از ورود آنها به اشرف ممانعت به عمل مي آوردند, اطلاع دادند كه امروز با 2خودرو مواد غذايي به اشرف بروند. زمانبندي ورود 2خودرو طوري تعيين شده است كه همزمان با ورود هيات ملل متحد به اشرف برسد.همچنين از صبح امروز, عوامل سپاه 9بدر و نيروي تروريستي قدس در شهر خالص در صدد راه اندازي يك تظاهرات نمايشي عليه ساكنان اشرف هستند. بخشي از نفرات نيروهاي پليس و بقيه افراد خانواده يكانهاي واكنش سريع هستند. ابوعمار خالصي از مزدوران شناخته شدة 9بدر گرداننده اين تظاهرات است و پلاكاردهايي را توزيع مي كند كه شعار اخراج مجاهدين بر روي آنها نوشته شده است. خودروهاي گردان واكنش سريع پليس, جيره خواران رژيم آخوندي را از مقداديه به اين تظاهرات مي آورند. سه روز پيش شوراي ملي مقاومت ايران در نامه اي به نماينده ويژه دبيركل ملل متحد و رئيس يونامي در عراق, صحنه سازيهايي را كه رژيم ايران به مناسبت بازديد نمايندگان يونامي از اشرف, مقرر كرده بود, به اطلاع او رساند. در اين نامه كه به تاريخ 7 اوت2009 از سوي كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت براي نماينده ويژه دبيركل و همچنين سفير ايالات متحده و فرمانده نيروي چند مليتي در عراق ارسال شده, خاطرنشان گرديده است: بر اساس اطلاعات به دست آمده از داخل ايران, رژيم ملايان و ايادي آن در عراق كه از افشاي جنايتهاي فجيع خود در اشرف به شدت نگران هستند, تلاش مي كنند با صحنه سازي و تغيير موقت آرايش نيروهاي سركوبگر و تجهيزات آنها و انتقال بخشي از اين نيروها به خارج از اشرف, همزمان با حضور نمايندگان يونامي به عاديسازي وضعيت و سفيدكاري جنايتهايشان بپردازند و قرار است در يك تظاهرات مصنوعي درخواست اخراج مجاهدين به عمل بيايد. سفارت رژيم در بغداد نيز در صدد است جلسات و كنفرانسهايي عليه مجاهدين ترتيب بدهد و براي اقدامات سركوبگرانه عليه آنها حمايت سرهم بندي كند. تمامي هزينه ها توسط سفارت رژيم ايران در بغداد پرداخت مي شود.
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت
19مرداد 1388(10 اوت 2009)

معاون استاندار ديالي فاش كرد كه نيروهاي آمريكايي يك ”اكيپ مراقبت” براي نظارت در داخل قرارگاه اشرف تشكيل داده‌اند

به گزارش السياسه معاون استاندار ديالي روز گذشته فاش كرد كه نيروهاي آمريكايي يك ”اكيپ مراقبت” براي نظارت در داخل قرارگاه اشرف كه 3400 تن از اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران اپوزيسيون را دربرمي‌گيرد تشكيل داده‌اند كه هدف از آن هماهنگي ارتباطات بين دولت عراق و رهبري سازمان در درون قرارگاه، و جلوگيري از برخورد و اصطكاك بين طرفين مي‌باشد. آمريكاييان بيم آن دارند كه نيروهاي عراقي اقدام به دستگيري برخي افراد سازمان در سطوح مهم رهبري نموده و آنان را به زور به ايران تحويل دهند.طبق قانون اساسي عراق استانداري ها كه دولتهاي محلي محسوب ميشوند, از اختيارات گسترده اي برخوردارند. معاون استانداري ديالي به السياسة گفت: دولت محلي ديالي اميدوار بود كه در حل مشكل قرارگاه، يك طرف حساب باشد، چرا كه نسبت به شيوه مناسب و متمدنانه برخورد با اين افراد درايت دارد، ضمن اين كه اميدوار بود دولت مركزي در بغداد از اين پرونده فاصله بگيرد و تصادم و برخوردي صورت نگيرد و به شكل برخورد غير انساني و غيرمتمدنانه ظاهر نشود. وي افزود: تحقيقات و بازجويي ارگانهاي امنيتي عراقي در رابطه با دهها تن از افراد اعضاي سازمان ادامه دارد.يك مقام وزارت كشور عراق در بغداد اين وزارتخانه دهها تن از اعضاي سازمان تحت تعقيب قرار خواهد داد زيرا متهم هستند كه در برابر دولت مركزي سلاح به دست گرفته اند. اما منابع مختلف به السياسه گفتند اين كار تحولي است كه ميخواهد به پرونده روابط بين اين سازمان و دولت بغداد شدت بخشد تا آنها به كشور ثالثي غير از عراق و ايران بروند. گزارشات سياسي در بغداد ”سازمان بدر” وابسته به مجلس اعلاي اسلامي به رهبري عبد العزيز الحكيم را متهم مي‌كند كه در پشت تشديد وضعيت عليه ساكنان اشرف قرار دارد. و اين كه اعضاي ”بدر” در وزارت كشور و نيروهاي ارتش، مي‌خواهند از ”مجاهدين خلق” انتقام بگيرند و به اين وسيله ميخواهند بخشي از دِين خود به تهران ادا كنند.السياسه خاطرنشان ميكند ، وضعيت سياسي عراق در قبال پرونده مجاهدين خلق دچار تجزيه و اختلافهاي زيادي شده است. مقاله السياسه به وضوح نشان ميدهد كه مزدوران رژيم آخوندي در بغداد هر روز در ميان مردم عراق منزوي تر و منفورتر ميشوند
19 مرداد 88

كانون نويسندگان ايران درداخل كشور:حمله مزدوران رژيم درعراق به شهراشرف«سبعانه وغير انساني»

دوشنبه، ۱۹ مرداد، ۱۳۸۸ - ۰۲:۴۶
كانون نويسندگان ايران در داخل كشور با صدور اطلاعيه يي حمله مزدوران رژيم در عراق به شهر اشرف را «سبعانه و غير انساني» توصيف كرد. كانون نويسندگان ايران در اطلاعيه خود، همزمان ضمن محكوم كردن دادگاههاي فرمايشي اخير رژيم، اين شيوه ضد انساني را در ادامه شيوه هاي «گسترده تر و هولناك تر دهه 1360» توسط ديكتاتوري آخوندي توصيف كرد و افزود: «تاريخ ما گواه آن است كه صحنه گردانان و مجريان اين نمايش ها سرانجام خود نيز قرباني اين تبهكاري خواهند شد. كانون نويسندگان در ادامه اطلاعيه خود اعلام كرد: «همزمان رژيم دست نشانده عراق نيز پناه جوياني را كه دست شان از همه جا كوتاه است در شهر اشرف به سبعانه ترين شيوه مورد حمله و سركوب و سلاخي قرار داد. اين جا نيز آن چه پايمال مي شود، بديهي ترين حقوق انساني است. كانون نويسندگان ايران، صرفنظر از ديدگاههاي سياسي و سوابق قربانيان محاكمات اخير و بدون در نظر گرفتن مواضع سياسي سازمان مجاهدين خلق ايران، اعتراف گيريها و پروژه پلشت تواب سازي و نيز حمله به ساكان شهر اشرف را محكوم مي كند و خواهان احقاق حقوق همه سركوفتگان و پناه جويان است».

محمد رضا خاتمى : وقتى مردم مىگويند ما جمهورى اسلامى نمىخواهيم، حق نداريم به مردم بگوئيم اشتباه مىكنيد، باید بخواهید

محمد رضا خاتمى نايب رئيس مجلس ششم و برادر رئيسجمهور سابق رژيم درباره قيام مردم ايران گفت : اينها چون با حرکت عظيم و متحد مردم روبهرو شدند به دنبال متهم بودند. فکر مىکردند اين حرکت عظيم را جبهه مشارکت شکل داده يا آقاى موسوى سازماندهى کرده است. حزب مشارکت اين توان را ندارد که بتواند اين عده از مردم را به خيابانها بياورد. وقتى ما گردهمايى مىخواهيم تشکيل دهيم، کل افرادى که مىتوانيم جمع کنيم دو هزار نفر است… محمد رضا خاتمى در پاسخ به اين سؤال كه جنبش اجتماعى چه نسبتى با موسوى، خاتمى و کروبى دارد؟ گفت: جنبش اجتماعى آنقدر قوى است که همه را به دنبال خودش مىکشاند. وى با اشاره به اين كه شرايط فعلى مثل اتفاقات زمان انقلاب است گفت: «رهبران ما همه پشت سر مردم بودند و مردم چندين قدم جلوتر از رهبران بودند». وى افزود: وقتى مردم مىگويند ما جمهورى اسلامى نمىخواهيم، ما حق نداريم به مردم بگوييم «اشتباه مىکنيد، بايد بخواهيد».
1388/5/18

dimanche 9 août 2009

تايمز مالي : قيام باعث گسسته شدن شيرازه مذهبى رژيم ايران شده است

1388/5/18
تايمز مالى در مقالهيى درباره قيام سراسرى مردم ايران نوشت: قمار بى‌كله‌ خامنه‌اى و جنبش اعتراضى كه برانگيخته، همه چيز را تغيير داده است. پوشش دموكراتيك بودن اين رژيم از بين رفته است. مردم به ويژه قشر جوان كاسه صبرشان لبريز شده است. آنان سرخورده از بيكارى و وضعيت موجود تشنه تغيير هستند. تايمز مالى افزود: اين فقط كليت نظام جمهورى اسلامى نيست كه شكاف برداشته… چسب حكومت مذهبى هم ترك برداشته تا جايى كه عناصر اصلى آن با يكديگر هم در تضاد هستند.ظاهر قضيه اين است كه يك رژيم اسلام‌گرا با سركوب مخالفان… پيروز شده است. ولى واقعيت اين است كه خامنه‌اى در رأس اين نظام، بر سر مشروعيت اين رژيم قمار كرده و روى احمدى‌نژاد شرط‌بندى كرده است. … رژيمى كه مى‌گويد 63 درصد از آراى مردم را كسب كرده نياز به اين بيرحميها عليه مردم و برگزار كردن محاكمات نمايشى عليه عناصر وفادارش ندارد… تئورى توطئه آنها مزخرف است. خاتمى و رفسنجانى و موسوى خواهان اصلاح همين نظام جمهورى اسلامى هستند و نه سرنگونى آن. همانطور كه كروبى به روزنامه اسپانيايى ال پائيس گفت ما اختلافهاىمان در حد انتخابات است و نظام را زير سؤال نمى‌بريم.تايمز مالى در ادامه نوشت: ميزان سركوب بعد از انتخابات گسترده و فقدان مشروعيت رژيم بسيار روشن است. رژيم به‌طور بىسابقه‌يى در حال از دست دادن بازار و هم‌چنين روحانيان ارشد است.آيت‌الله‌هاى بانفوذ همواره از فقدان سوابق فقهى خامنه‌اى ناراحت بوده‌اند و حالا از اينكه مذهبشان به اين صورت در كشاكش دعواهاى جناحى قربانى شده، خسته شده‌اند.

خانواده شهيدان حمله مالكى به اشرف، خواهان اقامه دعوا عليه دولت او مىشوند

1388/5/18
روزنامه الشرق الاوسط نوشت: در حالى كه ساكنان قرارگاه اشرف، خواستارند كه نيروهاى آمريكايى ”به‌طور موقت“ حفاظت اين قرارگاه تا جايگزينى آنها با يك نيروى بينالمللى را به عهده بگيرند، تعدادى از خانوادههاى قربانيان ساكنان قرارگاه، خواستار تحقيقات قضايى در مورد حمله به اشرف شدند و تأكيد كردند اين پيگرد قضايى در چند كشور اروپايى عليه دولت نورى مالكى و فرمانده پليس ديالى اقامه خواهد شد.

محمد اقبال از قرارگاه اشرف گفت ”ساكنان اشرف خواستارند كه تا زمانى كه نيرويى بين‌الملل تحت نظر سازمان ملل جايگزين شود، نيروهاى آمريكايى بر حفاظت قرارگاه نظارت كنند. وى به“ الشرق الاوسط ”گفت:“ ساكنان اشرف از نرسيدن مواد غذايى رنج مى‌برند. علاوه بر اين 36نفر از آنها توسط نيروهاى عراقى دستگيرشدهاند. گزارشاتى از ادامه اعتصاب غذاى دستگيرشدگان وجود دارد كه در ميانشان مجروحينى هستند كه از بيمارى و بدرفتارى رنج مىبرند ”.

سليمان حيدرى برادر رحمان حيدرى يكى از دستگيرشدگان توسط نيروهاى عراقى گفت : برادرش“ حين حمله و بعد از دستگيرى به شدت كتك خورده است بهنحوى كه نيروهاى عراقى وادار شده‌اند كه به‌خاطر وخامت حالش وى را به بيمارستان بعقوبه منتقل كنند. سليمان از سازمان صليب سرخ و همه سازمانهاى حقوقبشرى ذيربط ديگر خواستار دخالت براى آزادى فورى برادرش و بقيه دستگيرشدگان گرديد. وى تأكيد كرد كه همراه با ساكنان اشرف حول مسأله ”نقض“ حقوقبشر در ”اشرف“ عليه دولت نورى مالكى نخستوزير كه ”دستور يورش به قرارگاه و وارد آوردن ضربه به ساكنان اشرف را داده است، شكايت خواهد كرد“.

هم‌چنين عاصفه امامى گفت ”برادرش كه بىسلاح بوده، در حمله نيروهاى عراقى در ماه گذشته كشته شده است“. وى از داخل قرارگاه اشرف به ”الشرق الاوسط“ گفت برادر29ساله‌اش ايران را نديده بود، وى دانشجو در دانشگاههاى اروپايى بود كه همراه با او به قرارگاه آمدند و حدود 9سال را در آن گذراند. وى گفت برادرش ”بدون اين‌كه گناهى داشته باشد و در حالى كه سلاحى نداشت به قتل رسيد“. عاصفه امامى تأكيدكرد كه عليه مالكى به‌عنوان كسى كه دركشتن برادرش مشاركت داشته يك دعواى قضايى اقامه خواهد كرد.

پیام 36 گروگان اشرف به یاران و پشتیابانان مقاومت

خواهران و برادران عزيز
ياران و پشتيبانان مقاومت
بر عزم و اراده پولادين شما درود ميفرستيم . اشك مادران شهدا در قيام , لبهاي تبدار شما , خون پاك شهيدان مان دراشرف , بدنهاي نحيف و فريادهاي درگلو خفته ما, اكنون با هم گره خورده و تبديل به ناقوس مرگ ولايت ضدبشري و همدستان آن شده است.
آري ما همه باهم هستيم , كوهها بجنبند از جاي خود تكان نخواهيم خورد, تا ترنم زيباي رهايي مردم و ميهن مان بگوش جهانيان برسد .
امروز هشتمين روز اعتصاب غذاي ما است. اعتصاب غذا, بدنهاي مجروح و تيرخورده , دست و پا و سرهاي شكسته و بدنهاي تبدار, حتي زندانبانان ما را نيزمنقلب كرده است . آري ما همچون شما با اراده هاي سترگ تا آخرين رمق ايستاده ايم مجاهد خلق را جز وفاي به عهد نشايد, حال هرچه كه پيش آيد .

عشق دردانه است و من غواص و دريا ميكده
سر فرو بردم در اينجا تا كجا سر بركنم

قربان همگي شما - چهارشنبه 14 مرداد
36گروگان اشرف

اعترافهاي اجباري, بازتاب شكست رژيم آخوندي در خاموش كردن قيام سراسري

زمينه سازي براي اعدامهاي بيشتر و تعميق بحران در درون رژيم

رژيم آخوندي, روز شنبه 17مردادماه, دومين بخش از يك نمايش رسوا تحت عنوان دادگاه بازداشت شدگان اخير ر ا به صحنه آورد. توسل به اين تاكتيك مفتضح كه در واكنش به شكست اقدامات جنايتكارانه آخوندها براي خاموش كردن قيام صورت گرفته, با انزجار و خشم مردم ايران مواجه شده است. روز گذشته همزمان با اين نمايش مبتذل, دستجات كثيري از خانواده هاي بازداشت شدگان و جوانان شجاع تهران در مقابل دادگستري ارتجاع و خيابانهاي اطراف آن دست به تظاهرات زدند.
علاوه بر شماري از افراد جناح رقيب, تعدادي از دانشجويان و جوانان آزاديخواه و يك تبعه فرانسه و دو كارمند ايراني سفارتهاي فرانسه و انگلستان در تهران نيز, در اين نمايش مضحك دستگاه قضاييه آخوندها. به زور شركت داده شده بودند.
فاشيسم ديني حاكم بر ايران, با برپايي اين نمايشات, كه بيش و پيش از هر چيز نمايانگر ذلت آخوندها در قبال خيزش قهرمانانه مردم ايران است, در صدد است ضمن تشديد فضاي رعب و وحشت براي خاموش كردن قيام, افراد جناح مغلوب را از دور خارج ساخته و به كرنش بكشاند.
رژيم همچنين مي خواهد با دستگيري و پرونده سازي براي اتباع خارجي از آنها به مثابه گروگان استفاده كرده و به امتيازگيري بپردازد.
مقاومت ايران ضمن محكوم كردن اين صحنه سازيهاي سخيف هزاربار مصرف شده و لو رفته آخوندها, دبيركل, شوراي امنيت, كميسر عالي حقوق بشر و گزارشگران ذيربط ملل متحد از جمله گزارشگر بازداشتهاي خودسرانه و گزارشگر شكنجه و عموم مجامع بين المللي و سازمانهاي حقوق بشري را به محكوم كردن رژيم آخوندي به خاطر دستگيريهاي گسترده, شكنجه و بدرفتاري با زندانيان سياسي و گرفتن اعترافات اجباري و عدم برخورداري از پروسه عادلانه قضايي و همچنين به اقدام فوري براي آزادي زندانيان سياسي فرامي خواند.

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
18مرداد1388(9اوت2009)

vendredi 7 août 2009

من دشمن بودم خودم هم نمی دونستم!

از وبلاگ گل و گلوله
در منطق الطیر عطار پرندگان در جستجوی "سیمرغ" پادشاه مرغان به سوی قله قاف پرواز می کنند. پس از تحمل مرارت های فراوان و از دست دادن یاران بسیار، از آن خیل عظیم فقط سی پرنده به قله میرسند اما اثری از پادشاه (سیمرغ) نمی یابند. رنجور و نا امید از جستجوی بیحاصل ندایی غیبی آنان را بشارت میدهد که"سیمرغ" همان شما (سی مرغ) هستید که این تمثیلی است از جستجوی خداوند که بزرگان عرفان گفتند خدا را در آسمان ها مجوئید، بلکه او از رگ گردن به شما نزدیکتر است که حلاج گفت اناالحق . سی سال بزرگان نظام از دشمن و خطرات هولناکش گفتند. آنقدر که ما خواستیم او را ببینیم و بشناسیم وبه مقابله برخیزیم. روزی که با برادر و خواهرم در جستجوی رای مان که دشمن آن را دزدیده بود به خیابان رفتیم، چون بزرگان نظام سالم بودن انتخابات را ضمانت کرده بودند ما فهمیدیم که کار کار دشمن است. در خیابان نیروهای نظامی را با انواع لباس ها و حتی با لباس های خودمانی و با بهترین افزارهای جنگ خیابانی دیدیم و قوت قلبی گرفتیم که تنها نیستیم و این نیروها هم در جستجوی رای ما به کمک ما آمده اند تا ما را مقابل دشمن یاری دهند. منتظر بودیم که این نیروها به سوی دشمن که ما نمیدانستیم کجاست شلیک کنند که برادرم با نخستین تیر این ها به خون خویش غلطید، خواهرم مبهوت این صحنه فریاد زد: باید دشمن را بزنید سلاحها فقط به سوی دشمن شلیک می کنند. گلوی او را نشانه رفتند و من سر درگم به اطراف نگاه کردم و فهمیدم دشمن نزدیک است. دشمن برادرم بود. دشمن خواهرم بود. دشمن خود من بودم. دشمن... نزدیک بود

jeudi 6 août 2009

پنجشنبه 15 مرداد : تظاهرات جوانان در ميدان انقلاب و ولي عصر در تهران

بنا بر گزارش ستاد اجتماعي مجاهدين در داخل كشور, امروز, پنجشنبه15 مرداد, در ساعت1930 جوانان غيور تهران, در پنجاه و پنجمين روز قيام سراسري, در ميدان انقلاب دست به تجمع اعتراضي زدند كه نيروهاي سركوبگر به آنها حمله ور شده و آنها را مورد ضرب و جرح قرار دادند.
در ساعت2030, نيز مردم و جوانان در دسته هاي 250تا 300نفري در ميدان ولي عصر به سر دادن شعارهاي «الله اكبر» و «مرگ بر ديكتاتور» پرداختند و پس از حمله نيروهاي سركوبگر متفرق شده و مجددا در نقطه ديگري در حدفاصل ميدانهاي ولي عصر و ميدان فاطمي دست به حركت اعتراضي زدند. تا كنون قريب به 6تن از تظاهركنندگان بر اثر حملات مزدوران مجروح شده اند.

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
15مرداد1388(6اوت2009)

15 مرداد : تجمع اعتراضي در نزديكي ميدان آزادي و به آتش كشيدن يك خودروي سپاه

بنا برگزارش ستاد اجتماعي مجاهدين در داخل كشور, حوالي ساعت 1600 امروز پنجشنبه 15مرداد, دوگروه صد نفره از مردم معترض تهران, به طور جداگانه و تقريبأ همزمان در حاشيه اتوبان کرج تهران و اطراف ميدان آزادي در يك حركت اعتراضي شعارهاي ضدحكومتي سر دادند.
گروه اول پس از تجمع در نزديكي ميدان آزادي به سمت ترمينال آزادي حركت كردند و در مسير خود يك دستگاه خودروي نظامي را در نزديکي پادگان سپاه اين منطقه به آتش كشيدند و پيش از آن كه نيروهاي سركوبگر سر برسند, موفق به ترك صحنه شدند. ترافيک سنگين ايجاد شده ناشي از کندي حرکت خودروها در همنوايي با گروه معترض موجب شد تا گروه آتش نشاني دير به محل حادثه برسد و خودرو نظامي به طور كامل در آتش بسوزد.
گروه دوم نيز حوالي ساعت 1630, يك تجمع اعتراضي مشابه در خيابان موسوم به شهيد ستاري، با فاصله چند صد متر از ميدان آزادي، برپا كردند و اقدام به آتش زدن سطلهاي زباله و لاستيك كردند كه دود ناشي از آن از اطراف ميدان آزادي به چشم مي خورد. آنها قبل از رسيدن نيروهاي نظامي به محل با سردادن شعارهاي ضدحكومتي محل را ترك كردند.

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
15مرداد1388(6اوت2009)

نقض امنيت هوايي اشرف توسط هليكوپترهاي مسلح عراقي

اطلاعیه شماره 71- حمله به اشرف
ساعت9 و 45دقيقه صبح امروز 15مرداد 1388 دو هليكوپتر عراقي مسلح به تيربار, به منظور ارعاب ساكنان اشرف, در ارتفاع بسيار پايين بر فراز اشرف, به گشت زني و فرو ريختن اوراق تبليغاتي مبادرت كردند. با توجه به كشتار ساكنان بيدفاع اشرف در هفته گذشته توسط نيروهاي سركوبگر عراقي و بي عملي نيروهاي آمريكايي در اين خصوص, و با توجه به نقش نيروهاي آمريكايي در كنترل هوايي عراق به خصوص استان ديالي:
1- مقاومت ايران قويترين اعتراض خود را به نيروهاي آمريكايي به خاطر دادن اجازه پرواز به هليكوپترهاي عراقي بر فراز اشرف ابراز مي كند و خواهان تضمين امنيت هوايي اشرف و ممانعت از جنايت جنگي با نقض حريم هوايي است. با در نظر گرفتن نفوذ گسترده نيروي تروريستي قدس در عراق, كه فرماندهان ارشد آمريكايي در عراق بارها بر آن تاكيد كرده اند و با توجه به طرحهاي فاشيسم ديني حاكم بر ايران براي نابودي ساكنان اشرف, باز گذاشتن فضاي اشرف بر روي چنين پروازهايي بدون ترديد مورد استفاده رژيم ايران براي جنايتهاي بيشتر قرار مي گيرد.
2- به قرار اطلاع پاسدار كاظمي قمي, از سركردگان نيروي تروريستي قدس و سفير آخوندها در بغداد, روز سه شنبه 13مرداد (4 اوت2009) مفاد اوراق تبليغاتي را كه بايد نيروهاي عراقي بر روي اشرف بريزند تهيه و براي نخست وزيري عراق ارسال كرده است.
3- جاي ترديد نيست كه تمامي اين اقدامات توسط ولي فقيه ارتجاع در بحبوحه قيام مردم ايران به دولت عراق ديكته شده است. مالكي اكنون به بازيچه يي در دست رژيم ايران عليه اپوزيسيون اصلي رژيم ملايان تبديل شده است.
ساكنان بيدفاع اشرف كه هفته گذشته با دست خالي در برابر رگبار گلوله ها وحشيانه ترين اقدامات جنايتكارانه از سوي نيروي سركوبگر عراقي ايستادگي كردند, براي نمايشات و شوهاي هوايي خامنه اي و مالكي پشيزي بها قائل نيستند و از اينرو اوراق تبليغاتي پاسداران خامنه اي در قم و بغداد را در برابر چشم نيروهاي عراقي پاره كرده و آتش زدند.
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
15 مرداد1388(6 اوت 2009)

اسامی شکنجه گران زندان کهریزک از جمله رادان جنایتکار

اسامی شماری از شکنجه گرانی که تا کنون تعدادی از جوانان ایرانی را زیر شکنجه های وحشیانه در زندان کهریزک به قتل رسانده اند: احمدرضا رادان (جانشین فرمانده نیروی انتظامی)،عامریان (عامری) معاون رادان، کشمیری (از دستیاران رادان)،حقی فرمانده گارد ، کومیجانی رئیس بازداشتگاه کهریزک، سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه کهریزک ، پاسدار سید موسوی قاتل محسن روح الامینی، افسر پاسدار سید حسینی افسر نگهبان زندان کهریزک و هشت نفر از افراد گارد که با نقاب زندانیان را مورد شکنجه قرار می دادند.****
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
در پی تحقیقات بعمل آمده اسامی و مشخصات افرادی که در اردوگاه مرگ کهریزک به شکنجه زندانیان پرداخته و شماری از آنان را با ضرب و شتم و شکنجه به قتل رساندند، اعلام می شود.
براساس گزارشهای بدست آمده، در اردوگاه مرگ کهریزک یک سولۀ مستطیلی شکل ایجاد شده بود و این سوله را قفس بندی کرده بودند، مساحت هر قفس در حدود 30 متر مربع می باشد. در هر کدام از این قفسها بین 40 الی 60 نفر جا داده می شد که زندانیان تقریبا فقط قادر به ایستادن باشند. در این سوله در حدود 200 نفر از دستگیر شدگان قیام مردم ایران و تعدادی از زندانیان عادی نگهداری می شدند.دستگیر شدگان به محض ورود به این زندان تحت شکنجه قرار می گرفتند. شکنجه و زدن ضرباتی که معمولان سر و صورت زندانی و نقاط حساس بدن او را هدف قرار می دادند . شکنجه گران با استفاده از ابزارهای شکنجه مانند باتون، لوله های فلزی،نبشی وشلاق شکنجه می کردند و بیشتر به سر زندانی می کوبیدند .شکنجه گران در مواردی بر روی زندانیان آب گرم می ریختند که یکی از موارد شکنجه روتینی آنها است. آنها همچنین حکم مرگ افراد را داشتند و خود می توانستند تصمیم بگیرند و به اجرا در بیاورند البته مرگ در زیر شکنجه های سبعانه و قرون وسطائی صورت می گرفت و مرگ اکثر جان باختگان بصورت تصادفی نبوده بلکه با طرح،تشخیص و تصمیم قبلی صورت می گرفت.در زیر شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی که بطور سیستماتیک و علیه تمامی زندانیان صورت می می گرفت.آنها قربانیان خود را انتخاب می کردند و در زیر شکنجه به قتل می رساندند. بنابه گفتۀ شاهدین تقریبا در هر 24 ساعت 2 ال 3 نفر را به قتل می رساندند که در مجموع کسانی که به قتل رسانده شدند در حدود 15 الی 20 نفر می باشند پیکر آنها را لای پتو می پیچاندند و در وانتی قرار می دادند و به سردخانه کهریزک تحویل می دادند.از جمله جوانانی که در زیر شکنجه به قتل رسیدن می توان نام محسن روح الامینی و محمد کامرانی را نام برد. محسن روح الامینی توسط فردی بنام سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه مرگ کهریزک پس از شکنجه های زیاد با یک وسیله فلزی به سر شهید راه آزادی مردم ایران محسن روح الامینی می کوبد و در حالی که خون از سر او جاری بود بدستور وی توسط شکنجه گرانی به نامهای سید موسوی و سید حسینی از پا آویزان می شود و مدتها بدین صورت قرار داده می شود که همچنان خون از سر او جاری بود تا زمانی که او جان باخت. محسن روح الامینی با هدف به قتل رساندن شکنجه می شد. با شیوه مشابه محمد کامرانی را به شهادت رساندند.چندن نفر از کسانی که شاهد قتل و شکنجه بودند حاضرند در هر دادگاه بین المللی و هیئت تحقیق بین المللی علیرغم خطر جانی مشاهدات خود را بیان کنند با دلیل و مدارک قابل استناد. آنها همچنین در صورت لزوم می توانند به خانواده های قربانیان به عنوان شهود در هر دادگاه مسقل شرکت کنند به شرط تامین جانی انها . کسانی که در شکنجه و قتل جوانان قیام مردم ایران مسقیما نقش داشتند و تا به حال منجر به مرگ تعداد زیادی از جوانان شده است.احمدرضا رادان ،عامریان (عامری) معاون رادان ،کشمیری (از دستیاران رادان)،حقی فرمانده گارد ،کومیجانی رئیس بازداشتگاه کهریزک،سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه کهریزک ،پاسدار سید موسوی قاتلین ( محسن روح الامین)، افسر پاسدار سید حسینی افسر نگهبان زندان کهریزک و 8 نفر از افراد گارد که با نقاب زندانیان را مورد شکنجه قرار می دادند.احمد رضا رادان به اتفاق تعدادی از همدستانش مانند کشمیری، عامریان(عامری) و حقی با هلی کوپتر چند روز درهفته به کهریزک می آیند و زندانیان را خود مورد شکنجه های وحشیانه و تحقیر قرار می دهد.احمد رضا رادان خطاب به زندانیان گفت :در دنیا اول اینجا است زندانی که زندانی را آدام می کنیم بعد ابوغریب و گوانتاناموه علی خامنه ای ولی فقیه روز سه شنبه 6 مرداد ماه دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد زیرا، بگفته وی در آنجا معیارهای لازم برای حفظ حقوق بازداشت شدگان وجود ندارد. این در حالی است که در این اردوگاه مرگ دهها نفر به قتل رسیدند و صدها نفر در اثر شکنجه دچار صدماتی شدند و تا پایان حیاتشان اثرات جسمی و روحی آنرا با خود دارند.علی خامنه ای که افراد فوق مجری فرامین وی بوده از ترس به محاکمه کشاندن آنها و افشای نقش خود اقدام به بستن شتاب زده و از بین بردن آثار جرم نمود و افراد فوق را برای ادامۀ جنایت علیه بشریت به شکنجه گاههای دیگر منتقل کرده است.
فعالین حقوق بشر و دمرکراسی در ایران،جنایت های قرون وسطائی که در اردوگاه مرگ کهریزک توسط بالاترین مقامات انتظامی که مجریان دستورات علی خامنه ای ولی فقیه هستند را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارسال هیئت تحقیق برای بررسی جنایتهای که در این بازداشتگاه و سایر بازداشتگاهها صورت می گیرد می باشد و تحت پیگرد بین المللی قرار دادن آمرین و عملین آن است.
15 مرداد 1388 برابر با 6 اگوست 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
از ایران پرس نیوز

نمایش اعترافات

از بالاترین
پنجشنبه 15 مرداد1388
اوایل دهه شصت بود که یکی از بزرگان اقوام پدرم را آوردند در تلویزیون وقت جمهوری اسلامی . بچه بودم اما بزرگ تر ها بعدا گفتند که چقدر جوانان در زندان از ادامه مبارزه نا امید شدند, وقتی او اعتراف کرد که چقدر اشتباه کرده.
نمی دانم او در آن اعترافات چه گفت اما می دانم که آن ها که در زندان بودند و برخی که بیرون, یا از ادامه مبارزه دست کشیدند یا آن قهرمان در نظرشان فرو ریخت.
هفته گذشته بود که اعترافات همرزمان موسوی و خاتمی و اصلاح طلبان, از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
تفاوت در این بود که این بار کسی از زندانیان سیاسی دستگیر شده و معترف, قهرمان نساخته بود که با چنین نمایش هایی فرو بریزد.
و کمتر کسی را دیدم که ناامید شده باشد از ادامه راهی که پا گذاشته در آن.
نمایش اعترافات گویی با همان سناریوی اولیه نوشته شده بود. با کمی تغییر که نویسندگانش جوان تر شده بودند و با کمک اینترنت و چند کتاب, کلمات و جملات جدید در سناریوی اعترافات گنجانده بودند.
آن سال ها هم کسانی را به محاکمه کشیدند و نمایش اعترافشان را پخش کردند که به تعبیر امروزی, بیدادگاه شاه را تجربه کرده بودند, مصیبت مرگ عزیزان و شکنجه خود را چشیده بودند اما از اعتقاد خود دست نکشیده بودند.
آن سال ها, زندانی, قهرمان بود و اعترافش, شکست او به حساب می آمد. اما امروز, جوانان و پیرترهایی که جریانات سیاسی روز را از خیابان و اینترنت جستجو و دنبال می کنند, آرمان خود را می جویند و اگر رهبرانشان را به چنین اعترافی وادارند, رهبر دیگری بر می گزینند تا مسیرشان برای رسیدن به آرمانشان ضربه نخورد.
آنچه نمی دانم این است که نمایشی که هفته پیش شروع کردند, تا کجا قرار است ادامه بیابد؟ تا آخرین رهبر؟

گزارش تکمیلی در باره دستگیری هاله سحابی

هاله سحابی دختر مهندس عزت الله سحابی از فعالان زنان و عضو مادران صلح ایران را در میدان بهارستان با ضرب وشتم دستگیر کردند. به گفته شاهدان عینی یک لباس شخصی با تی شرت راه راه طوسی سرمه ای که راه های پهن داشت و شلوار جین وکلاه کپی به او حمله کرد. ابتدا مردم هاله سحابی را از دست مامور نجات دادند. بعد چند مامور لباس شخصی دیگر با همان هیبت اقدام به پاشیدن گاز فلفل به طور مستقیا در چشم و صورت مردمی که او را نجات داده بودند کردند به طوری که چند نفر از صدمه وارد شده نمی توانستند ببینند. صورت کسانی که گاز فلفل خورده بودند قشری از پودر نارنجی رنگ پوشانده بود و درد بسیار شدیدی داشتند. هاله سحابی را به زور از دست مردم درآوردند و با باتوم به سرش زدند به طوری که سرش شکافت و خون آمد بعد او را سوار یک ماشین پژو یشمی رنگ به شماره ل 74ل282 ایران 33 کردند. در ماشین یک زن با مانتو و روسری نشسته بود که وقتی مردم باز خواستند در ماشین را باز کنند در ماشین را از تو قفل کرد. شاهدان عینی از دستگیری جند نفر دیگر هم یه همین شکل گزارش می دهند. هاله سحابی 54 ساله دارای بیماری قند حاد است و برای همین کوچکترین زخمی که در بدنش ایجاد شود منجر به خونریزی شدید می شود

mercredi 5 août 2009

ببینید کار به کجا رسیده است!

دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران پلمپ شد
چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۱:۲۱ بعد از ظهر
پنج مامور با حکمی که به امضای سعید مرتضوی، دادستان تهران رسیده بود شبانه اقدام به پلمپ ساختمان انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران کردند.
ماموران دادستانی ساعت 9 شب به محل انجمن صنفی روزنامه نگاران مراجعه کرده و در حالی که مشغول فیلمبرداری از ساختمان انجمن بودند، نه تنها این ساختمان بلکه ساختمان تعاونی مسکن انجمن را هم پلمپ کردند.
پلمپ انجمن صنفی روزنامه نگاران در حالی صورت می‏گیرد که فردا ( پنج شنبه) زمان برگزاری مجمع عمومی انجمن بود.
بدرالسادات مفیدی در همین رابطه به خبرنگار نوروز گفت: از آنجاییکه پلمپ انجمن شبانه صورت گرفته است، احتمالا تعداد زیادی از روزنامه نگاران از این موضوع مطلع نشده اند، بنابراین فردا پیش از ساعت 11 در محل انجمن حضور خواهم یافت تا دوستان روزنامه نگار را در جریان این واقعه قرار دهم.

مسعود ده نمکی: مثل بنی صدر باید چادر زنانه برای خود سفارش بدهید!

خطاب به این خائن دستمال بدست می گویم : ده نمکی مزدور، چادر را برای خودت و همپالکی هایت سفارش بده که همین روزها با قیام مردم باید گورتان را از این سرزمین گم کنید. البته اگر خیلی شانس داشته باشید که مردم در خیابان گیرتان نیاورند!
اراجیف ده نمکی :
این روزها پر فتنه ترین دوران انقلاب است که تشخیص حق از باطل بصیزتی عمیق می طلبد.مرزبندی ها را منافع تعیین می کنند نه ایدئواوژی ها.امروز بسان دهه سوم دوران صد ر اسلام روح اشرافی گری چنان در کالبد خواص انقلاب دمیده شده است که به هیچ وجه تحمل عدالت را ندارند و با شعارهای مردم فریب خود را پرچم حق جلوه می دهند.دوران فته در نهج البلاغه حضرت امیر به کرات مورد اشاره قرار گرفته.
در یک سو همسر پیامبر است و در سوی دیگر پسر عموی پیامبر و اصحاب باسابقه جهاد و مبارزه در دوصف رو یاروی حق با کیست و چگونه می توان تشخیص داد سوالی است که در تشریح این دوران از بان پیامبر به عنوان یک پیش گوئی از جانب سلمان و عمار از پیامبر پرسیده می شود و حضرت در پاسخ می گوید در آن دورا ن ببین علی چه می گوید!
امروز همه حضرات خواص از چپ و راست دچار توهم شده اند توهمی که حتی مصدق را برداشت و بعد هم بنی صدر هوایی شد!تا جایی که مردم شعار دادند حالا که رهبرت مصدق شده رای ما رو پس بده !و بنی صدر مجبور شد با چادر زنانه ار کشور فرار کند .امروز هرکس توهم عبور از انقلاب را داشته باشد باید چادر زنانه برای خود سفارش بدهد می خواهد آیت الله باشد یا دکتر یا مهندس! با علی در بدر بودن شرط نیستای برادر نهروان در پیش است

نخست وزير كانادا: با افتخار كنار مردم ايران ايستاده‌ايم

استفن هارپر نخست‌ وزير كانادا روز سه‌شنبه چهارم اگوست با نمايندگان كاميونيتي ايراني-كانادايي ديدار كرد تا نظرات آنها را در رابطه با اوضاع جاري ايران بشنود.نخست‌وزير كانادا در اين ديدار، نگراني عميق خود را از هر چه بدتر شدن وضع حقوق بشر در ايران با حضار در ميان گذاشت و سركوب مردم توسط نيروهاي امنيتي را محكوم كرد.استفن هارپر گفت:"موضع ما در مورد ايران روشن است. اعمال اخير مقامات ايران براي ما غيرقابل قبول است وبا هيچ يك از استانداردهاي حقوق بشر همخواني ندارد.دولت ايران بايد دست از خشونت عليه مردم خود بردارد، زندانيان سياسي و روزنامه‌نگاران بازداشتي را آزاد كند و اجازه دهد كه هم رسانه‌هاي داخلي و هم رسانه‌هاي بين‌المللي آزادانه به گزارش دهي بپردازند.دولت ما با افتخار كنار مردم ايران و در كنار اعضاي كاميونيتي ايراني- كانادايي كه خواستار تحقيقات كاملا‌ً شفاف درباره اتهام به تقلب در انتخابات رياست جمهوري ماه جون هستند، ايستاده است."در حال حاضر بيش از 120 هزار كانادايي از تبار ايراني در كانادا زندگي مي‌كنند كه اكثريت آنها در شهرهاي ونكور، تورنتو و مونترال ساكن هستند.

حماسه فروغ ایران در اشرف - مسعود رجوی - 9 مرداد 88

سلام به قهرمانان اشرف،
ساعت 3 نيمه شب است . اولين فرصتي است كه توانستم پيامي برايتان بنويسم. در حقيقت 36 ساعت بعد از شروع حمله، بسيار ضروري مي ديدم چند سطري بنويسم اما به تأخير افتاد.
قبل از هر چيز، حال و احساسات شما را بخوبي مي‌توانم بخوانم ، بفهمم و با گوشت و پوست حس كنم.
مي‌دانم كه چقدر گداخته و در حالت انفجار هستيد.
مي‌دانم كه چقدر از جفا و خيانت و شقاوت كه در حق اشرف روا داشته اند، ميسوزيد و ميخروشيد.
مي‌دانم كه تاب تحمل شهادتها و جنايتهايي را كه در حق ما روا داشته اند، نداريد.
مي‌دانم كه خونتان به جوش مي آيد و سراپاي وجودتان داغ و تب دار مي‌شود و گاه به زمين و زمان بر مي شوريد و مي‌خواهيد با هر كس و ناكسي كه با ما چنين كرده، دل خالي كنيد.
مي‌دانم كه بارها و بارها مشتاقانه آرزو كرده ايد كه كاش به جاي اين يكي يا آن يكي شهيد بوديد.
ميدانم كه به سعادت و شرف و افتخار شهيدان غبطه مي‌خوريد.
ميدانم كه سراپاي پيكرتان در گرما و طوفانِِ خاك و در اثر ضربات مزدوران ارتجاع، لبريز از درد و رنج است.
مي‌دانم كه گاه مي‌خواهيد تمام وجودتان را در حنجره به فرياد تبديل كنيد.
مي‌دانم كه مثل خودِ من، با ديدن پيكر شهيدان، با ديدن پدر و مادر و خواهر حنيف شهيد يا پدر سياوش، يا برادران و خواهرانمان كه در عين جراحت در تلويزيون به جوانان و مردم ايران دلداري و پيام پيروزي مي‌دهند، هم اشكهايتان سرازير مي‌شود، و هم قفسه سينه هايتان تحمل قلبتان را ندارد و قلبتان مي‌خواهد به بيرون از قفسه سينه پرتاب شود و پرواز كند.....
اين را هم مي‌دانم كه فيلمها و تصاوير ، هرچند دنيايي را تكان داده است، اما به‌خدا سوگند بخش ناچيزي از واقعيت صحنه ها را منعكس مي‌كند. تنها نوك كوه آهن و پولاد و نوك سلسله جبال عشق و ايمان را بازتاب مي‌كند.
در عين حال، اين را هم مي‌دانم كه سرشار از غرور و سرفرازي و شكوه و پايداري هم هستيد.
در عين حال، با قلبها و ضميرهاي پاكتان احساس مي‌كنيد كه در اين سه روز، سقفهاي بالا بلندي زديد كه خيلي چيزها را چرخانده و آثار آن در آينده بارز مي‌شود.
راستش را بخواهيد، نه عراقيها و نه آمريكاييها و نه هيچ‌كس ديگر، اين قسمت از توان و ايمان اشرف و مجاهدين را نديده بود. سلام بر مريم رهايي كه زادگان انقلابش، گوهران بي بديل و تكيه گاهها و نواميس آرماني را اين‌چنين مُطهّر و درخشان و پرفروغ كرد.
خداوندا چه موقع مي‌شود كه در باره شما و ايستادگي‌تان گفتنيها را بگويم. «يك سينه سخن دارم، گو شرح دهم يا نه؟»
بگذريم، و تشريح اين را بگذاريم براي بعد. امشب فقط مي‌خواهم چند نكته ضروري را با شما در ميان بگذارم :
1- شك نكنيد كه يورش ارتجاع در اشرف و ايستادگي شگفت شما در اين 3 روز، در پيوند با قيام سراسري مردم ايران است. اين را بايد «حماسه فروغ ايران» خواند.
2- اين هم يكي ديگر از اشتباهات بزرگ خامنه اي بود كه دود آن به چشمش و به چشم مزدوران ارتجاع در عراق خواهد رفت. نه او و نه مالكي هرگز گمان اين چنين ايستادگي و اين‌چنين درخشش جهاني نمي كردند.
3- مالكي سرنوشت سياسي خود را با ولي فقيه ارتجاع گره زد. به مجاهدين و اشرف كم بها داده بود. هرگز فكر نمي كرد يك ابوغريب مالكي ساخته، تا ابد بر پيشاني او مُهر سياهي و تباهي و جنايت عليه بشريت مي‌زند.
4-از يك‌طرف زمانبنديها را به دقت، طوري انتخاب كرد كه نه فقط به ما، بلكه به همة نيروهاي ملي عراق و حتي به عوامل و اطرافيان خودش هم چنين القا كند كه كشتار مجاهدين با چراغ سبز آمريكاييها انجام مي‌شود. از طرف ديگر بعد از 30ژوئن و انتقال نيروهاي آمريكايي به خارج شهرها، آنها را هم قانع كرده بود كه گويا مي‌تواند با روشهاي غيرمرگبار يعني بدون كشتن و تيراندازي، كارش را در اشرف پيش ببرد به‌شرط اين‌كه آنها مداخله نكنند. اما براي شليك و كشتار پشتش فقط به ولي فقيه ارتجاع گرم بود. در مسئوليت سنگيني كه دولت آمريكا بر عهده دارد البته جاي ترديد نيست.
-صدها بار تكرار كرده ايم كه انتقال حفاظت اشرف به نيروهاي عراقي، فاجعه انساني به‌دنبال دارد مخصوصاً قبل از اين‌كه دولت عراق به حقوق قانوني مجاهدان اشرف اذعان كند.
-صدها بار تكرار كردهايم كه انتقال حفاظت به دولتي كه عوامل رژيم در آن دست بالا را دارند، غيرقانوني، غير منصفانه ، غيراخلاقي و برخلاف قوانين و كنوانسيونهاي بينالمللي و به‌ويژه برخلاف قانون انساندوستانه بينالمللي است.
-صدها بار تكرار كردهايم كه راه حل مسأله عراق خلع يد از رژيم حاكم بر ايران و پايان دادن به اشغال خزنده و افعي‌گونه آن است . افعي ولايت در هيچ كجا كبوتر نمي زايد.
اكنون بنگريد كه رژيم پليد آخوندي كجا را و چه چيز را در عراق سالم باقي گذاشته است؟ آيا از صدور تروريستم و ارتجاع و الگوي فاشيسم ديني جز توحش و غارت و سرقت كه سراپاي عراق را هم به خود آلوده است، انتظاري ميرود؟
5-با اين‌همه شما، بيسلاح و بيدفاع، بيزره و حتي بيكلاه، از سر و دست و پا و از جان و روح و روان خود، سلاحي شگفت خلق كرديد. با درد و رنجي بي‌كرانه و با اثري ماندگار و خاطرهيي جاودانه.
آن‌قدر كه در كمتر از 24ساعت، دقيقاً از وقتي كه تيراندازي و كشتار با انتشار فيلمهاي صحنه در سراسر جهان برملا شد، صحنه چرخيدن آغاز كرد . در اين هنگام اشرف به خبر اول دنيا تبديل شده بود. يك منبع موثق خبري گزارش كرد كه در36ساعت اول، رسانه هاي غربي و عربي دست‌كم 3600 خبر در بارة اشرف منتشر كردند كه در ميان آنها بسياري گزارشهاي تكان‌دهنده وجود داشت.
6- از سيدني تا اتاوا و از رُم تا واشينگتن، هموطنان و بسياري جريانهاي سياسي به جوش و خروش آمدند. هرگز در اين ساليان نديده بودم كه خون شهيدان و ضرباتي كه پيكر مجاهدان تحمل كرده است اين چنين سريع صحنه را بچرخاند. آن‌قدر كه دولت عراق مجبور شده سربازان را بياورد و دست و پاي آنها را به‌طور نمايشي گچ بگيرد و به شبكه هاي تلويزيوني رژيم (العالم و پرستيوي) نشان بدهد. بيچاره گمان مي‌كند كه ولي فقيه طلسم شكسته مي‌تواند او را از مخمصه برهاند. اما اين تازه شروع ماجراست. هركس كه توانسته باشد در برابر خميني سينه سپر و قد علم كند از پس كپي‌چسبانهاي دست چندم و حقير او نيز برميآيد.
7-روز چهارشنبه عفو بين الملل درخواست يك اقدام فوري صادر كرد كه بر طبق آن يك الي يك ونيم ميليون نفر از اعضاي آن در سراسر جهان طبق فرمهاي عفو بين الملل به مقامات عراقي ايميل و نامههاي اعتراض بنويسند. عفو بين الملل در اطلاعيه بعدي خود مي‌گويد كه عراق كشته شدن افرادي را در كمپ اشرف تائيد كرده است. يك مقام ارشد امنيتي در استان ديالي به خبرگزاري فرانسه گفت «براساس اطلاعات ما 7 نفر در روز سه‌شنبه و 4 نفر در دو روز بعد كشته شدند» . او هم‌چنين گفت كه بيش از 300 نفر از مجاهدين خلق زخمي و بيش از 50 نفر از آنان دستگير شده‌اند.
8- سازمان جهاني عليه شكنجه از اين‌كه نيروهاي امنيتي عراق با بولدوزر وارد كمپ اشرف شده و از نارنجك، گاز اشك‌آور، گاز فلفل و آب‌پاش استفاده نموده و افراد را مجروح كرده اند، بشدت ابراز نگراني كرد و اعلام نمود:«از آن‌جا‌كه اعضاي مجاهدين به‌طور داوطلبانه خلع سلاح شده‌اند، به عنوان افراد حفاظت شده تحت بند27 كنوانسيون 4 ژنو محسوب شده و اين امر به‌طور آشكار تعهدات آمريكا مبني بر اجراي پروتكلهايي كه امضا كرده است را مي‌رساند.
با توجه به رويدادهاي اخير، سازمان جهاني عليه شكنجه مقامهاي آمريكايي را فرامي‌خواند تا به اقدامات ضروري براي حفاظت موثر از ساكنان اشرف دست بزند و از دولت عراق نيز خواستار تامين سلامتي جسمي و رواني آنها مي‌شود».
9-پارلمانترهاي ايتاليا در ميانة سخنراني مريم در بارة اشرف به‌طور خود انگيخته قطعنامه پيشنهاد كردند.
-حقوقدانان و وكلا و پارلمانترها در آمريكا و ساير كشورها پشت سر هم كنفرانسهاي مطبوعاتي گذاشتند و صراحتاً گفتند كه اين همان ابوغريبي است كه مالكي مسئول آن است و دولت آمريكا هم بايد در اينباره تحقيقات كند و گزارش رسمي ارائه بدهد.
10-دكتر صالح مطلك همراه با 50پارلمانتر عراقي ، « صحنه‌هاي شليك و ضرب و شتم انسانهاي بي‌سلاح و بي‌دفاع را كه در سراسر جهان مخابره شده است » به‌عنوان « يك جنايت شنيع و ضد انساني» كه « در برابر محاكم عراقي و بين المللي قابل محاسبه است» خواندند؛ «يك لكه سياه براي آمران و عاملان كه نيروهاي سياسي و مردم عراق فقط بايد از آن تبري بجويند» و اعلام كردند « اين جنايت ربطي به مردم و كشور عراق ندارد و خواهان محاكمه همة دست اندركاران آن هستيم».
آقاي طارق هاشمي نايب رئيس جمهور عراق نيز صراحتاً عملكرد مالكي را محكوم كرد و به سوال كشيد. شنيدم كه يكي از رهبران برجستة كُرد به مالكي گفته است كاري نكن كه مردم بگويند اگر صدام بود، بهتر بود و حداقل اين‌قدر كشتار نمي‌كرد....
- پارلمانتر و روحاني برجستة عراقي اياد جمال الدين در الحره گفت :«دولت عراق بايد از مجاهدين عذرخواهي كند. زبان از بيان حزن و اندوه بسيار در قبال تهاجم نيروي ضد شورش به افرادي بي‌دفاع كه بر اساس قوانين و ميثاقهاي بين المللي پناهنده محسوب مي شوند، قاصر است. اين تعدي هرگز در يك كشور اروپايي يا كشورهاي ديگر رخ نمي‌دهد و لذا مي‌گويم كه عذرخواهي دولت حفظ حيثيت و آبروي عراق و حيثيت روند سياسي است. تعدي به مجاهدين خلق تعدي به شرف و كرامت عراق و تعدي به حيثيت روند سياسي و حيثيت دولت و پارلمان است».
11- مجله تايم مي نويسد كه دولت عراق يك علامت خشنود كننده براي آيت الله هاي ايران فرستاده و به طرز وحشيانه يي اين تبعيديان را سركوب كرده است؛ همان چيزي كه خامنه اي در فوريه گذشته از جلال طالباني خواسته بود. اما مجاهدين پاسخ تهديدهاي بغداد را با عزم خود در خودداري از ترك اين كمپ دادند . تحت فشار قراردادن ناگهاني اشرف، بيشتر به درخواست آزار دهنده رژيم ايران براي قفل كردن مخالفانش در داخل و خارج ربط دارد تا به منافع ملي عراق. رژيم ايران، كه از تداوم نا آرامي هاي انتخابات اخير بعنوان مهمترين تهديد آن از انقلاب سال 1979 تا كنون بشدت خشمگين است ، ممكن است النهايه پايش را در مورد مجاهدين محكم بر زمين كوبيده باشد.
12-وزير خارجة آمريكا و سخنگويان اين وزارتخانه و سخنگوي ارتش آمريكا وارد شدند و براي ارائة خدمات پزشكي كه تا آن ساعت به‌كلي از آن محروم بوديم، اعلام آمادگي كردند.
-سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفت مقامات سفارت آمريكا با اعضاي دولت عراق، كه بار ديگر نسبت به رفتار «انساني» با اعضاي مجاهدين خلق، اطمينان دادند، ملاقات كردندو ايالات متحدة امريكا پيشنهاد ميكند كه اجازه داده شود يك تحقيق امريكايي در رابطه با كشته‌ها و زخميها صورت گيرد.
-رؤساي كميتة سياست خارجي گنگره آمريكا از هر دو حزب در يك بيانة مشترك گفتند « دولت عراق بايد به تعهداتش حول سلامت ساكنان اشرف پاسخ دهد و از بازگرداندن غير داوطلبانة آنها به ايران جلوگيري كند »
13-عقب نشيني دباغ و دولت عراق از ادعاهاي قبلي بسيار چشمگير است. اول به كلي منكر شدند كه حتي يك گلوله شليك كرده باشند، بعد گفتند كه دو تن از كشته ها را مجاهدين خودشان از پشت زده اند. سرانجام همة شهداي اعلام شدة ما را پذيرفتند و خبرگزاري فرانسه گزارش كرد دو پليس را هم كه مي‌گفتند مجاهدين كشتند كسي در بغداد تأييد نمي‌كند. يك ادعاي رذيلانه ديگر هم اين بود كه گفتند وقتي ما وارد قرارگاه مجاهدين شديم خودشان دو نفر را تير زده و كشته بودند و بر روي سينه آنها به فارسي نوشته بودند « خائن» .
14-نيويورك تايمز نوشت : «در يك تناقض‌گويي آشكار، آقاي دباغ گفت كه در جريان حمله، نيروهاي امنيتي تنها به شليك هوايي مبادرت كرده و از شليك به ساكنان خودداري كرده اند.
آقاي دباغ گفت كه اعضاي مجاهدين خلق نيروهاي امنيتي را با پرتاب كوكتل مولوتف و سنگ، هنگامي كه قصد ورود به كمپ را داشتند تحريك كرده اند. «نيروهاي ما به شيوه‌يي مسالمت آميز به اين كمپ رفتند اما ساكنان به سمت آنان سنگ پرتاب كردند». اما روز چهارشنبه فيلمهاي ويدئويي كه توسط سازمان مجاهدين توزيع شد، نشان مي‌داد كه نيروهاي امنيتي درحال حمله به ساكنان با چوب و چماق و آب‌پاش در حال ورود به كمپ ديده مي‌شدند. اعضاي سازمان مجاهدين ديده مي‌شدند كه تلاش مي‌كنند تا با ايجاد ديوار انساني از ورود نيروهاي امنيتي جلوگيري كنند. هيچ نشانه‌يي از اين كه شيئ يا چيزي به سمت نيروهاي امنيتي پرتاب شده است وجود نداشت».
15-هرچند كه دروغ و دغل پايان ناپذير است اما در فاصلة دو روز، دولت عراق در يك موقعيت بسيار مفتضح و نفرت انگيز تدافعي قرار گرفت و حقانيت و مظلوميت و پايداري پرشكوه مجاهدين كه اصل موضوع است در جهان زبانزد شد. برخي دولتها مانند بلژيك از سفيران خود خواهان تحقيق در باره حوادث اشرف شدند.
16-سفارت عراق درتهران در يادداشتي به وزارتخارجة رژيم آخوندها درخواست كمك كرده است، سفارت عراق با وزارتخارجة رژيم تماس گرفته و ميگويد شهروندان ايراني مستمرا با تلفن و نامه ما را با قويترين كلمات مورد اعتراض قرار مي‌دهند و در اين شرايط حفاظت ما بايد تقويت شود.
17-شگفتا كه حماسه فروغ ايران، هم با قيام و هم با سالگرد قتل عام و هم با سالگرد فروغ عجين شده است و شما همة اينها را به يكديگر پيوند زده و به نام خود مُهر كرديد. پس مبادا به آن‌چه كه انجام داديد و به آن‌چه چرخانديد و به آن‌چه بايد در آينده محقق كنيد كم بها بدهيد.
18- به چشم ديديد كه خودمان نقش تعيين كننده داريم و بازهم «كس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما »
خوشا به تك تك شما كه به عهد خود وفا كرديد و باز هم بر پيماني كه براي پايداري 88 بستيد، استوار هستيد و خواهيد بود.
-به چشم ديديد كه اگر اشرف بايستد جهان به ايستادگي بر مي خيزد. خوشا صاحبان دستها و پاها و صورتها و كمرها و كتف هاي آسيب ديده كه هرچند جگر سوز و دلخراش است اما دست دشمن را كوتاه و روي او را كم كردند.
19- بعد از حماسه فروغ ايران و قيمتي كه پرداختيد، مي‌توان و بايد به پيروزي رسيد؛ به‌شرط اين‌كه مجاهدين و هوادارانشان از اشرف تا سراسر جهان و داخل ايران قيمت ايستادگي را هم‌چنان‌كه تا كنون پرداخته اند باز هم بپردازند.
خداوندا! سخن گفتن از پرداخت قيمت براي آزادي خلق و ميهن چقدر ساده اما عمل كردن به آن تا كجا سخت و پيچيده و پُر درد و رنج است.
20-مبادا به اين موقعيت هرچند هم كه شرايط سخت و دشوار باشد، كم بها بدهيد. به‌خصوص كه ما، از قبل، صفحة بازگشت به مهين را با شرايط مشخص باز گشودهايم و رئيس جمهور برگزيدة مقاومت آن را رسماً در رُم در روز قبل از حمله به اشرف اعلام و جهاني كرد.
-بقية حرفها را به فرصتهاي بعدي وا مي‌گذارم، اگر يادتان باشد 29سال پيش در امجديه گفتيم : يقين كنيد، يقين كنيد كه هر دستي كه از مجاهدين بشكند، ده دست به آنها افزوده مي‌شود و هر چشمي كه از حدقة مجاهدين بيرون بيايد صد چشم بيناشدة ديگر به آنها افزوده مي‌شود. و هر قلبي كه از مجاهد پاره كنيد و سري كه بشكنيد هزار قلب و سر ديگر به جايش خواهد نشست. اين منطق انقلاب و توحيد و تكامل و منطق راه خدا و راه خلق است. به‌قول قرآن، مثل آنها كه در راه خدا انفاق و فديه مي‌كنند، همانند دانه‌يي است كه هفت خوشه مي‌روياند و در هر خوشه‌يي صد دانه و خدا باز هم براي هركه بخواهد مضاعف مي‌كند...
بله هر تير و تبر و باتون وجراحت و هر ضربه و سنگ و چوب و الوار كه بر پيكر مجاهدين فرود آمده، دهها و صدها برابر آن بر سر و رو و ريش و ريشة ديكتاتوري آخوندها وارد آمده است.
عجبا كه امروز، صدها هزار تن در سراسر تهران شعلة قيام را ديگر بار برافروختند آن‌قدر كه تحليلگران مي‌گويند نيروي مخالف رژيم نشان داد نه تنها تحليل و رو به ضعف نرفته بلكه با پتانسيل بيشتري به ميدان آمده است.
در تظاهرات پراكنده در تهران به همين سرعت عكسهاي شهيدان اشرف هم به چشم مي‌خورده و شعار ميداند «مرگ بر ديكتاتور چه اشرف، چه ايران»
بله طلسم ولايت فقيه شكسته و سرنگوني استارت خورده است. شما آن را در اين ايام به جلو پرتاب كرديد و جهش داديد. سلام بر تك تك شما كه رنجهاي اين ايام را بر دوش مي‌كشيد.
حماسة عظيم فروغ ايران، با خون شهيدان و رزم و رنج مجروحان و اسيرانش تضمين كنندة مراحل بعدي است. همة تضادها را بايد عليه رژيم و برضد جنايت عليه بشريت سمت و سو داد. بزرگترين درس اين حماسه، اثبات قابليت و توانمندي مجاهدين براي مأموريت بزرگ و تاريخي خود بود: آزادي خلق در زنجير و ميهن اسير!
مسعود رجوي
9مرداد1388